و لربّ فطن « 1 » قد اتى متدلّلا * فاذا وعى الألفاظ منه تذلّلا
يعنى : اى كه ماه از ديدار تو روشن مىشود و خدانشناسان به ديدن تو لا إله الّا اللّه گويند . در نوروز ، شادى و ثروت بسيار بهرهء تو باد . [ در آن صورت ] بر اسب نژادهء پيشانى و دست و پاى سپيد بهروزى بنشين و به سوى آرزوها بتاز و چون ارجمند و و الا ، جاى در ميان بزرگان گرفتى ، به گوشهء چشمى [ به ما ] بنگر . فيروزهاى به پيشگاه تو پيشكش و تبرك كردم و از نام او براى تو خجستگى و مباركى خواستم . بسا زيركى كه با ناز و غرور پيش ممدوح من آمد و چون سخنانى از وى شنيد و فرا گرفت و خود را در برابر او خوار يافت .
فيروزهء نيشابور از گرانبهاترين چيزها شمرده مىشود مانند ياقوت سرنديب ، و مرواريد عمان ، لعل بدخشان ، و زبر جد مصر ، و عقيق يمن و بيجادهء بلخ .
[ ظ ]
ظباء جاسم
- جنّة عبقر و - جآذر جاسم .
ظباء مكّه .
در امن و آسايش به آهوان حرم مثل زنند زيرا كه اين آهوان را - از آن روى كه در نزديك حرم زندگى مىكنند - نه كسى بتازاند و نه شكار كند . اين آهوان با آسودگى مىچرند و بازى مىكنند . عبد الله بن حسن بن حسن در وصف زنان به آهوان حرم تمثل جسته و گفته :
أنس حرائر ما هممن بريبة * كظباء مكّة صيدهنّ حرام
يحسبن من لين الكلام زوانيا * و يصدّهنّ عن الخنا الإسلام
زنانى كريمه و ارجمند كه آهنگ كارى تهمت آلود نمىكنند و مانند آهوان مكّهاند كه شكار آنها نارواست به جهت نرم سخن گفتن ، مردم پندارند كه روسپياناند امّا ديندارى ايشان آنها را از آفت گناه و سخنان زشت باز مىدارد .
ظرف الحجاز .
در زبان عامه ظرف حجاز جارى و شايع است . شاعر گفته :
شادن لم ير العراق و فيه * مع ظرف الحجاز شكل العراق
هامش
( 1 ) - متن : فصّ . ضبط ابراهيم صالح را برگزيديم . ( م . )