در رفتن شتاب كند و راه دور و دراز را در زمانى كوتاه بپيمايد .
طفيل الأعراس
- طفيل العرائس .
طفيل العرائس .
طفيل الأعراس نيز گويند . او مردى بود از غطفان ، و بعضى گفتهاند او از غلامان عثمان بن عفّان ( رض ) بوده . او همواره عروسيها را پىجويى مىكرد و بدون اين كه دعوت شود ، وارد مىشد . او نخستين كسى است كه چنين كارى كرد و بدين روى ، طفيلىها به دو منسوباند . مىگفت : دلم مىخواست كه كوفه به صورت بركهاى صاروجى مىبود تا هيچ بزم عروسى از چشم من پنهان نماند . وقتى از وى پرسيدند كه گرامىترين چوبها كداماند ؟ گفت :
عصاى موسى و منبر رسول خدا ( ص ) و تخت و خوان عروسى .
در اين باره عملاق العثمانى كه به نيشابور آمده و هم امروز زنده و بهرهمند [ از بركت عروسيها ] است گويد :
تلبّس عملاق بن غيلان للشّقا * و للخرق و الإخفاق اثواب حارس
يطوف بنيسابور فى كلّ سكّة * خليفة مولاه طفيل العرائس
يعنى : عملاق بن غيلان - به جهت بيچارگى و تنگدستى ، و پارگى [ جامهها ] و نيازمنديش - جامهء پاسبانى به تن كرد و اينك - به جانشينى سرور خود ، طفيل العرائس - در هر كوى و برزن نيشابور گردش مىكند .
طلائع القلوب .
ابن المعتزّ در « الفصول القصار » گويد : چشم طليعه دل است ؛ و هم آنجا گفته نگاه گوشهاى از ضمير است . و ابو تمّام دل را طليعهء جسم دانسته و گفته :
شاب رأسى و ما رأيت مشيب ال * رّأس إلّا من فضل شيب الفؤاد
و كذاك القلوب فى كلّ بؤس * و نعيم طلائع الأجساد
يعنى : پير گشتم و موى سرم سپيد شد و من پيرى سر را نمىبينم مگر از پيرى دل . دلها نيز اين چنيناند - كه در هر سختى و نعمت و ناز - طليعه كالبد و تن آدمى باشند .