او را هراسان نمىكند :
فأتت به حوش الفؤاد مبطّنا * سهدا إذا ما نام ليل الهوجل
يعنى : هنگامى كه شب تاريك سايه افكنده و [ همگان ] به خواب رفته بودند ، [ آن زن ] بيدار و هشيار آن [ كودك را ] زاييد و آورد « 1 » .
سرى القين :
( شب روى آهنگر ) دربارهء كسى اين مثل زده مىشود كه چنان نمايد كه مىرود حال آنكه مىماند و به دروغ شناخته مىشود و باورش ندارند هر چند راست گويد . ريشهء مثل از آنجاست كه آهنگران صحرا نشين در ميان آبها و آباديهاى صحرا مىگردند ، هر گاه كارشان بىرونق باشد به مردمى كه در كنار آبى ساكناند گويند كه : من امشب خواهم رفت ، هر چند آهنگ رفتن نداشته باشد . او چنين شايع مىكند تا اگر كسى خواهد كه به او كارى بدهد ، بدهد . و به جهت اينكه اين آهنگران از اين سخن بسيار گفتهاند ، عرب گويد چون شنيدى كه آهنگرى گفت : شبانه مىرود ، بىگمان بدان كه بامداد پيش تو خواهد بود . بديع همدانى در نامهاى گفته : بدترين كبوتران اهلى آنهاست ، و [ رنگ و طعم ] آب مانده بگردد ، و تو از جدايى آگهى مىدهى پس « شب روى آهنگر » را نشان مىدهى . واى بر تو ، اين چگونه خودخواهى و چه خوى نفرين شدهاى است !
سرداق النار .
از استعارههاى بسيار فصيحى كه در قرآن آمده اين استعاره است كه خداوند فرموده :
« إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها »
« 2 » و روزى ابو الخطّاب كاتب در سراپردهء خود بود ، آفتاب گرم چنان بر او تابيده بود كه نتوانست خواب نيم روزى كند . گفت :
من قائل لعبيد اللّه عن رجل * فى صدره من بقايا شوقه مذق
هامش
( 1 ) - به فرمايش استاد دكتر سيد جعفر شهيدى بيت از « عامر بن حليس » است از بنى سعد بن هذيل ( م . ) .
( 2 ) - سوره كهف ، 29 .