و هنگامى كه حسن بصرى آهنگ خانهء خدا كرد ، ثابت بنانّى به او گفت : اى ابا سعيد ، چنان شنيدم كه آهنگ خانه خدا دارى ، دوست دارم با تو همراه باشم ، حسن گفت : واى بر تو . ما را باز گذار تا [ دمى ] با ستر خدا دم زنيم ، كه من بيم دارم كه چون با هم همسفر شويم ، يكى از ديگرى حركتى ببيند كه مايهء خشم وى گردد .
ستور نصيبين
- بسط أرمينية .
سجع الحمام .
عرب بانگ كبوتر را گاه سجع و نوا نامد و گاه نغمه و غنا و گاه نوحه و ناله ، در شادمانى و اندوه بدان مثل زند و همه اين حالتها در شعر به كار رفته .
بحترى گفته :
إذا سجع الحمام هناك قالوا * لفرط الشّوق : أين ثوى الوليد
يعنى : چون كبوتر نغمه سرايى كند ، مردم از سر شوق گويند : وليد در كجا خانه گزيده . و ابن الرّومى گفته :
رأيت الشّعر حين يقال فيكم * يعود أرقّ من سجع الحمام
يعنى : شعر را هنگامى كه دربارهء شما مىگويند ، نرمتر و رقيقتر از نواى كبوتر مىيابم .
سجع المختار :
گفتار آهنگين مختار . مختار بن ابى عبيد ثقفى هرگز بر يك عقيده نمىايستاد ، خارجى بود ، پس از آن زبيرى گشت ، و پس رافضى شد ، مردم را به محمد بن حنفيّه دعوت مىكرد و به خونخواهى امام حسين ( ع ) قيام كرد ؛ به كوفه دست يافت و چه كارهايى كه نكرد .
به او گفتند : اى ابو اسحق تو كه شيعه نبودى چگونه خروج كردى و مردم را به اينان [ - خاندان على ( ع ) ] دعوت كردى ! گفت : ديدم مروان به شام دست يافت ، و ابن زبير به مكّه ، و نجده [ بن عامر حنفى ] به يمامه ، و [ عبد الله ] بن خازم نيز بر خراسان مستولى گرديد ، و من از هيچ يك كمتر نبودم .