تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
ابو بكر خوارزمى مىگفت : فلان چون ايمان مرجىء و دم خر است .

ذنب صحر .

صحر نام دختر لقمان بن عاد است او و برادرش - لقيم - به قصد چپاول در آمدند و شتران بسيارى يافتند . لقيم به جايگاه خود بازگشت ، و صحر شترى - از آن لقيم - را كشت و خوراكى براى پدر پخت و چون پدر آمد ، خوراك پيش وى نهاد . و لقمان كه پسرش را به جهت برجستگى و شايستگى سخت دوست داشت - چون دانست كه شتر از بهرهء لقيم بود ، چنان ضربه‌اى به دختر زد كه او را كشت . از آن پس چنين عقوبتى دربارهء هر كس كه گناهى نداشته و چنين پاداشى مىبيند به كار رفت . خفاف بن ندبه گفته :
و عبّاس يدبّ « 1 » لى لمنايا * و ما اذنبت الّا ذنب صحر
يعنى : عباس براى من مرگ مىخواهد ، حال اين كه گناه من جز گناه صحر نيست يعنى بىگناهم .

ذوالاوتاد .

از او در قرآن نام رفته « 2 » . او كسى بود كه به هر كس كه خشم مىگرفت ، دستور مىداد او را بر زمين به چهار ميخ بكشند ، و او نخستين كسى بود كه به چنين شيوه‌اى دست يازيد .

ذؤبان العرب

- اغربة العرب .

ذو الثديّة .

[ لقب حرقوص ابن زهير يكى از سران خوارج است ] او را ذو اليديّه نيز گفته‌اند زيرا كه يكى از دو دستش ناقص بود و چون همان دست مانند پستان بود كه موهايى چون سبيل گربه داشت ذو الثديّه مىگفتند . او از بزرگان خوارج بود كه آنها را گمراهى آموخت او در حال نماز بود كه پيامبر ( ص ) به كشتن او فرمان داد . ابو بكر و عمر ( رض ) از او ترسيدند و چون على ( ع ) كمر به كشتن او بست او را نيافت . پيامبر فرمود : امّا تو اگر او را بكشى اين نخستين و آخرين فتنه خواهد بود .
هامش
( 1 ) - نسخه بدل : يمهّد . ( م . ) . ( 2 ) - سوره فجر - 10 ( م ) .