را با عامّه سرگرم مىكرد تا هنگامى كه آفتاب غروب كرد ، و او شامگاه سوار شد و به مأمور و گماشته گفت : به اربابت بگو حدّ يكشنبه گذشته بود .
حديث خرافة .
خرافه نام مردى بود از قبيله بنى عذره . پريان او را ديوانه كردند ، و چون او را رها كردند ، او پيش كسانش بازگشت ، از آن هنگام باز از شگفتيهاى احوال پريان داستانها مىگفت . بدين روى چون عرب سخنى مىشنيدند كه دور از حقيقت و راستى بود مىگفتند : اين سخن از داستانهاى خرافه است . پس از آن اين اصطلاح در گفتار عرب بسيار به كار مىرفت تا آنجا كه به سخنان ياوه و ناراست گفتند : خرافات .
گويند هنگامى كه پريان خرد وى را تباه كردند ، با استراق سمع از آسمان و شنيدن اخبار ، آنچه واقع مىخواست شد به خرافه خبر مىدادند و او به مردم مىگفت و همان گونه واقع مىشد كه او گفته بود .
حذر الغراب .
عرب دربارهء آدم بسيار هراسان و پرهيزناك گويد : احذر من غراب . و شاعر گفته :
يحذر ممّا قضاه خالقه * و ليس ينجو الغراب من حذره
يعنى : حتى از آنچه آفريدگارش مقدّر كرده پرهيز مىكند ، كلاغ نيز از پرهيز او رهايى ندارد . عرب گويد : كلاغ به بچهاش گفت : چون چيزى به سوى تو انداختند زود بپيچ و در برو . بچه كلاغ گفت : من پيش از آنكه چيزى به سوى من بيندازند مىپيچم و در مىروم .
حرّاس اللّه .
پاسبانان خدا . از ثور بن يزيد ، از خالد بن معدان ، از پيامبر خدا ( ص ) نقل شده ، كه فرمود : « انّ للّه حرّاسا فى السماء و فى الارض ، فحرّاسه فى السماء الملائكة ، و حرّاسه فى الارض الذين يأخذون الدّيوان » يعنى : خداوند را در آسمان و زمين نگهبانانى است . نگهبانان آسمان فرشتگاناند و نگهبانان زمين ، ستانندگان ماليات هستند .