و ما تبقى على الايّام الّا * بنات الدّهر و الكلم العقور
يعنى : در اين روزگار جز شبهاى تار و سخنان تلخ و گزنده چيزى نمانده . و نيكو گفته است بحترى :
متى ما نسبت الحادثات وجدتها * بنات زمان ارصدت لبنيه
يعنى : هر گاه بخواهى تبار و نسب حوادث را بشمرى پى مىبرى كه آنها دختران روزگار هستند كه در كمين پسران او هستند .
بنات الصّدر .
آنچه آدمى - از نيك و بد - در سينهء خود نهان داشته باشد . شاعر گفته :
أخوثقة يسرّ بحسن حالى * و ان لم تدنه منّى قرابه
احبّ الىّ من الفى قريب * بنات صدورهم لى مسترابه
يعنى : دوست يكرنگ و استوارى است كه از نكو حالى من شادمان مىشود هر چند با من خويشى نزديك ندارد ، من او را از دو هزار خويش دوستتر دارم كه در آنچه نسبت به من در سينه دارند يك رو و راست نيستند .
بنات طارق .
زبير بن بكّار با ذكر سند گفته كه اينان دختران علاء بن طارق بن الحارث بن اميّة بن عبد شمس بن المرفّع هستند از قبيلهء كنانه ، كه در زيبايى و ارجمندى به آنان مثل زنند .
محمد بن يحيى از غسّان بن عبد الحميد گويد كه او گفت : روزى عائشه دختران طارق را ديد كه مىگفتند :
نحن بنات طارق * نمشى على النّمارق
يعنى : ما دختران طارق بر روى بالشها راه مىرويم . پس گفت : آن كه گفته :
« اسبان زيباتر و نيكوتر از زناناند » خطا گفته : و هند دختر عتبه ، ، در روز احد به مشركان قريش گفت :
نحن بنات طارق * نمشى على النّمارق
و الدّرّ فى المخانق * و المسك فى الممفارق