جلد سوم
[ ادامه سوره اعراف ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
[ ترجمه ]
171 - و چون برداشتيم كوه را از برايشان گويى آن سايهاى استى « 1 » و گمان بردند كه آن افتاده است بر ايشان ، بگيريد آنچه داديم شما را به زور ، « 2 » و ياد كنيد آنچه اندر آن [ است ] مگر « 3 » شما بپرهيزيد *
172 - و چون بگرفت « 4 » خداوند تو از فرزندان آدم از پشتهاى ايشان فرزندان ايشان را و گواه كرد « 5 » ايشان را بر تنهاى ايشان كه :
نيستم « 6 » خداوند شما ؟ گفتند : آرى گواهى دهيم . « 7 » كه گويند روز رستاخيز كه : ما بوديم ازين غافلان *
173 - يا گويند كه : انباز گرفتند پدران ما از پيش و بوديم فرزندانى از پس ايشان ، مى « 8 » هلاك كنى ما را بدانچه كردند تباهكاران ؟ « 9 » *
174 - و چنان فصل كنيم آيتها و مگر ايشان باز « 10 » گردند *
175 - و بخوان بر ايشان خبر آنك « 11 » داديم او را آيتهاى ما و بيرون آمد ازان ، « 12 » متابعت كرد او را ديو « 13 » و بود از بىراهان *
هامش
( 1 ) گويى آن بود سايبانى . ( نا ) - چنان چون وى سايهء استى . ( صو )
( 2 ) بنيرو .
( خ . نا ) باستوارى ( صو )
( 3 ) - اندران است تا مگر . ( خ . صو )
( 4 ) - كفرا گرفت . ( خ )
( 5 ) - گواه نهاد . ( صو ) - گواه گرفت . ( خ )
( 6 ) همى نيستم ؟
( خ ) - اى نيستم ؟ ( نا )
( 7 ) - داديم . ( خ )
( 8 ) - همى . ( خ . نا ) - يا همى . ( صو )
( 9 ) - بيهودهگويان . ( نا ) - بيكاران . ( صو ) - كافران . ( خ ) - ترجمهء مبطلون .
( 10 ) - و همچنين پيدا كنيم حجتها تا ايشان . ( خ )
( 11 ) - آن كسها . ( خ ) - آن كسى كه . ( صو ) - آن كس كه . ( نا )
( 12 ) - نشانىهاى ما يعنى كه آيتها خويشتن بيرون آورد از انجا . ( صو ) - حجتهاى ما بيرون آورد سر از آن . ( نا )
( 13 ) - حجتهاى ما بيرون آورد خويشتن را از ان ، متابعت كرد ديو را . ( خ )