180 - خداى راست نامها [ ى ] نيكو ، « 1 » بخوانيد او را بدان و دست بداريد آن كسها كمى ميل كنند « 2 » اندر نامها [ ى ] او ؛ پاداش كند « 3 » آنچه بوديد مىكردند *
181 - و زانك بيافريديم گروهى را كه راه برند به حق « 4 » و بدان داد كنند *
182 - وانكسها بدروغ داشتند بحجّتها [ ى ] ما ، بگيريم ايشان را از انجا كه ندانند « 5 » *
183 - زمان دهم ايشان را كه سگالش « 6 » من استوارست *
184 - يا همى انديشه نكنند زانچ بيار ايشان نيست از ديوانگى ؟
نيست او مگر او پيغامبرى هويدا « 7 » *
185 - همى ننگرند « 8 » ] اندر پادشاهى آسمانها و زمينها وانچه بيافريد خداى عزّ و جلّ از چيزى ؟ كه مگر كه باشد « 9 » بدرستى و راستى نزديك شد مرگهاى ايشان ؟ بكدام سخنى پس از ان ايمان مىآورند ؟ « 10 » *
186 - هر ان كس را كه بىراه كند خداى نيست راهنماى او را و فرو مىگذارد ايشان را اندر گمراهى ايشان نابينا مىشوند « 11 » *
هامش
( 1 ) - نامهاى بهترين . ( صو )
( 2 ) - انانك بيك [ سو ] شوند . ( صو ) - آن كسها را كه ميل همى كنند . ( نا )
( 3 ) - زود پاداش دهندشان . ( صو )
( 4 ) - و از آنكه آفريديم گروهىاند راه يافتهاند براستى . ( نا )
( 5 ) - بگيريم ايشان را از كجا نمىدانند . ( نا ) - اندر كشيمشان از آنجا كه ندانند . ( صو )
( 6 ) - سازش . ( صو )
( 7 ) - بيم كننده پيدا كننده . ( صو ) - بيم كنندهاى هويدا . ( نا ) - ترجمهء نذير مبين .
( 8 ) - چرا همىننگرند . ( صو ) - يا نه نگرند . ( نا )
( 9 ) - و شايد بودن كه باشد . ( صو ) - كشايد كه باشد . ( خ ) - و كه مگر كه باشد . ( نا )
( 10 ) - كه نزديك آمد وعده ايشان بكدام حديث از پس آن بگروند . ( خ )
( 11 ) - اندر بىراهى ايشان مىگردند .
( خ ) - اندر گردن بردگى ايشان تا سرگشته همىگردند . ( صو )