تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
امّا آمدن فريشتگان از آسمان بحرب چاه بدر . مهتران « 1 » مكّه بيرون آمده بودند بحرب پيغامبر عليه السّلام و خداى عزّ و جلّ مر مسلمانان را وعده كرده بود كه من يكى از اين دو شما را بدهم : يا كاروان بشما دهم ، يا شما را بر كاروان ظفر دهم . پس كاروان ازيشان اندر گذشت و لشكر قريش نزديك آمدند ببدر ، و پيغامبر عليه السّلام عريشى بكرد از چوب ، و بدان عريش اندر شد و روى به خاك اندر نهاد ، گفت يا ربّ وعده تو را همى چشم دارم . پس پيغامبر صلّى اللَّه عليه ازان عريش بيرون آمد و نگاه كرد مر جبرايل را بديد كه همى آمد با هزار فرشته همه با حربتها . چون پيغامبر عليه السّلام ايشان را بديد سپاه خويش را گفت بشتابيد همه جمله حمله كنيد . « 2 » سپاه مسلمانان حمله كردند . فريشتگان از پيش آدميان همى رفتند ، همى « 3 » كشتند ، و علامت آن كشتگان كه فريشتگان كشته بودند آن بود كه از كشتهء فريشتگان هيچ خون بيرون نيامده بود و زان كشتگان كه مردمان كشتند خون بيرون مىرفت چون جوى . ياران پيغامبر گفتند كه پيغامبر صلّى اللَّه عليه از ان عريش بيرون آمد ما را گفت حمله كنيد و ما حمله « 4 » كرديم . مبارزان كافران را همى ديديم همى طپيدند . و دست و پاى همى زدند ، و بسيار كس بود كه سر از تن جدا شده بود و هيچ خون نديدند « 5 » كه بيرون آمده بود « 6 » ، ما دانستيم
هامش
( 1 ) - چاه بدر به يارى كردن مسلمانان . چنان بود كه بروزگار حرب چاه بدر مهتران . ( خ ) ( 2 ) - و بجمله حمله كنيد . ( نا . صو ) - حمله كنيد . ( خ ) ( 3 ) - و همى . ( خ . صو ) ( 4 ) - و ما جمله حمله . ( صو ) ( 5 ) - نديديم . ( خ . نا ) ( 6 ) - خون نديدند . و بسيار كس بود كه سر از تن جدا شده بود و دست و پاى انداخته . ( صو )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 596 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى