55 - حقّا كه بترين همه جنبدگان « 1 » بنزديك خداى انكسهااند كه كافر شدند بخداى و بمحمّد پس ايشان بنگروند و بنخواهند گرويد در علم خداى *
56 - انكسها كه پيمان و صلح و زينهار كردى تو بايشان و عهد بازستدن از كافران ، پس مىشكنند بنى قريظه عهد و پيمان ايشان را در هر بارى و هر وقتى ، و ايشان مىنپرهيزند از عهد شكستن *
57 - پس اگر چند بر نهى ايشان را با سير گرفتن در وقت جنگ كردن ، پس زود برمان و بشنوان و رانده و گريزان و هزيمتى بكن بكشتن و بستن و اسير كردن ايشان را ، انكسها را كه از پيش ايشانند آن كافران ديگر بدين گروه عبره گيرند تا مگر ايشان نيز پند گيرند و نيز عهد نشكنند « 2 » *
58 - و اگر بترسيد - و معنى بدانى از گروهى از بنى قريظه و جز از ايشان خيانتى در نگاه داشتن عهد كه بشكنند عهد را ؛ - پس زود پيغام فرست ، بينداز ، بيفكن ، سوى ايشان آگاه كردن ايشان را كه عهد ميان تو و ايشان شكسته آمد براى برابر بودنى تو و ايشان در دانستن عهد شكستن ، حقّا كه خداى دوست ندارد هرگز خيانت كنندگان را بعهد شكستن و جز از آن « 3 » *
59 - و نگر نپندارى يا محمّد آن كسها را كه كافر و ناگرويده شدند
هامش
( 1 ) - جنبندگان . ( خ . صو ) - جمندگان . ( نا )
( 2 ) - پس اگر بيابيدشان اندر حرب ، نكال و عقوبت كن ايشان را از پس ايشان تا ايشان بترسند . ( نا ) - و اگر بگيرىشان اندر كارزار برمان با ايشان آن كسها را كه سپس ايشانند تا مگر ايشان پند گيرند . ( صو )
( 3 ) - اگر بترسيد از گروهى خيانتى بند از سوى ايشان بر راستى كه خداى نه دوست دارد خيانتكنان را . ( خ )