تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
در ايران غربى و بطور كلى در سراسر آسياى قدامى ، افكار و تمدن يونانى موجب مزج مذاهب مختلفه شد . در خرابه‌هاى يك معبد زردشتى واقع در نزديكى شهر پارسه ، كه كمى بعد از ويران شدن اين شهر بدست اسكندر بنا شده ، كتيبه‌هايى به زبان يونانى يافته‌اند ، كه در آن اهورمزداه « 1 » و ميثر و اناهيتا بنامهاى يونانى زويس ماگيستس « 2 » و آپولون « 3 » و آتنه « 4 » ذكر شده‌اند « 5 » خدايان بابلى و يونانى را با خدايان ايرانى تطبيق كرده‌اند ، مثلا اهورمزداه را با بعل « 6 » و ميثر را باشمش « 7 » اناهيتا را با ايشتر « 8 » يكى دانسته‌اند ، انتيوخوس اول « 9 » پادشاه كماژن ( از 69 تا 34 قبلا از ميلاد ) مجسمه‌هاى بسيارى از « زويس - ارماسدس » « 10 » ( ارماسدس - اهورمزداه ، اورمزد ) و « آپولون - ميتراس ( مهر ) - هليوس - هرمس » « 11 » و « آرتاگنس ( ورث‌غن - بهرام ) - هراكلس - آرس » « 12 » و ايزدى كه آن را « وطن من كماژن بسيار حاصلخيز » مينامد ، برپا ساخت و مراسمى دائمى براى عبادت اين خدايان يونانى و ايرانى مقرر فرمود . پادشاهان اشكانى لقب « قيل هلن » ( دوست يونانى ) اختيار كردند و خود را پيرو آداب و فرهنگ يونان نشان ميدادند . « 13 » ولى اين يونانىمآبى آنها بسيار سطحى بود و اكثر سلاطين اين سلسله ظاهرا ، در زير پرده نازكى از
هامش
( 1 ) -Ahura Mazdah( 2 ) -Zeus magiststos( 3 ) -Apollon( 4 ) -Athene( 5 ) - هرتسفلد ، تاريخ باستان ، ص 44 . ( 6 ) -Bel( 7 ) -Shamash( 8 ) -Ishtar( 9 ) -Antiochos( 10 ) -Zeus - Oromasdes( 11 ) -Apollon - Mithras - Helios - Hermos( 12 ) -Artagenes - Heracles - Ares( 13 ) - اونوالاUnvala، ملاحظاتى در باب دين پارتيانObservations on the Reltgion of ohe Prthians، چاپ بمبئى 1925 .