بود ، از سال 604 تا زمانى ، كه هراكليوس بر او تاخت ( 628 - 627 ) ، تيسفون نرفت . اقامتگاه مطبوع او قلعه دستگرت « 1 » يا دستگرد خسرو بود ، كه نويسندگان عرب او را الدسكره يا دسكرة الملك ميخواندهاند . اين محل در كنار شاهراه نظامى بود ، كه از بغداد بهمدان ميرفت ، و در مسافت 107 كيلومتر تقريبا از پايتخت به طرف شمال شرقى نزديك شهر قديم ارتميته « 2 » قرار داشت .
هرتسفلد عقيده بعضى از مورخان عرب را « 3 » ، كه بناى اين شهر را بهرمزد اول نسبت دادهاند ، رد كرده است . بسيار ممكن است ، كه شهر و كاخ دستگرد قبل از خسرو پرويز هم وجود داشته ، ولى مسلما از زمان انوشيروان ببعد پادشاهان ساسانى توقف در عراق را بر ساير نقاط ترجيح داده ، و مخصوصا در ناحيه بين تيسفون و حلوان مقام كردهاند « 4 » . هرتسفلد شرحى در وصف ويرانه دستگرد ، كه امروز موسوم به « زندان » است ، مينويسد « 5 » . در زمان جغرافى نگار عرب موسوم به اين رسته ( حدود سال 903 ميلادى ) حصار آجرى دستگرد سالم بوده است ، ولى امروز جز يك قطعه به طول 500 متر تقريبا از اين ديوار برجاى نيست ، دوازده برج سالم و چهار برج خراب در آنجا ديده مىشود . بنابر رأى هرتسفلد ، حصار دستگرد محكمترين حصار آجرى است ، كه از عهود قديمه در آسياى غربى باقى مانده است ، باستثناى ديوارى ، كه بانى آن نبوكدونصر « 6 » است . حتى در زمان
هامش
( 1 ) - راجع بمعنى دستگرتdastkart، دستگردdastgard( « زمين ملك زراعتى » معادل كلمه فرانسهterreو آلمانىLandgut) ر ك گيگر ، مجله شرقى وين ، ج 42 ، ص 123 و بعد .
( 2 ) -Artamitaزاره - هرتسفلد ، سفر باستانشناسى ، ج 2 ، ص 76 و ما بعد .
( 3 ) - حمزه و ابن قتيبه .
( 4 ) - سفر باستانشناسى ، 2 ، ص 93 .
( 5 ) - نقوش برجسته ، ص 237 ؛ سفر باستانشناسى ، ص 89 و بعد .
( 6 ) -Nabuchodonosar