پادشاه اقوام ابخاز و خزر و الان را ، كه بر ايران هجوم كرده و در ارمنستان پيشرفته بودند ، مغلوب نمود و ده هزار نفر آنانرا اسير كرد و آنها را در آذربايجان و نواحى مجاور آنجا مستقر گردانيد « 1 » . در اين باب چند روايت ديگر از بلاذرى موجود است ، كه اطلاعات فوق را ، كه مأخوذ از طبرى است ، تكميل مىكند .
در بلاد الشابران و مسقط ، كه بامر كسرى بنا شد ، و در قلعهء مهم سرحدى در بيد ( الباب و الابواب ) ، كه استحكامات آن تقويت يافت ، سربازانى شجاع جاى گزين كردند . اين سربازان را به عربى السياسجين ( ؟ ) « 2 » خواندهاند . كسرى ساخلوى بلاد ارمنستان را ، كه از روم گرفته بود ، نيز به اين قوم واگذاشت ، و شهرى مستحكم بنام سغدبيل « 3 » در گرجستان بنا نهاد و سغديان و ايرانيان را در آنجا مسكن داد « 4 » . بموجب روايت همان مؤلف « 5 » كسرى چندين پادشاه كوچك در قفقاز نصب نمود . كوچاندن و انتقال دادن طوايف مغلوب ، از عادات قديمه محسوب مىشود . پادشاهان آشور گاهى هخامنشيان نيز به اين كار مبادرت ميكردند « 6 » و چنان كه ديديم بعضى از پادشاهان ساسانى مانند شاهپور اول و شاهپور دوم اسراى جنگى را در نواحى مختلف ايران مستقر ميكردند .
هامش
( 1 ) - طبرى ، ص 195 ، نلدكه ، ص 157 و بعد .
( 2 ) - همين مطلب نزد ديگر مصنفان عرب نيز ديده مىشود . كراموسJ . H . Kramers( « مطالعات هندى و ايرانى تقديم به سرجرج گريرسرن » ، بولتن شرقى . 1936 ، ص 613 و بعد ) با مقابله اشكال مختلف اين كلمه ، براى تصحيح آن چنين گويد : السياسجين غلط و النشاسنجين يا النشاستكين صحيح است ؛ و اصل پهلوى آن نشاستگان است ، كه بمعنى ساخلو يا باصطلاح امروز پادگان مىباشد .
( 3 ) - مينورسكى ، مجله آسيايى ، 1930 ، ص 57 .
( 4 ) - بلاذرى ، چاپ دخويه ، ص 95 - 194 ، ترجمه رشر ( ج 2 ، اشتونگارت ، 1923 ) ، ص 216 و ما بعد .
( 5 ) - ايضا ، ص 196 ، ترجمه رشر ، ص 19 - 218 ؛ مقايسه شود با ماركوارت ، ايرانشهر ، ص 119 .
( 6 ) - هرودت ، 4 ر 204 و 5 / 20 .