از اهم امور بود ، به همين جهت پس از اصلاح ماليات در نظامات لشگرى نيز تغييراتى پديد آورد تا آن زمان نجباى فرودست ، كه بمنزله هسته و مغز سپاه ايران بودند ، بايستى بدون جيره خدمت كنند و ساز و برگ جنگ را بخرج خويش فراهم نمايند ، لكن كسرى « اسواران را عرض كرد و هر كدام را ، كه ثروتى نداشتند ، يارى داد و اسب و اسلحه بخشيد و جيرهاى ثابت مقرر فرمود » « 1 » . پياده نظام ، كه از روستاييان و كشاورزان تشكيل يافته بود ، همه وقت در جنگ آلت ضعيفى بشمار ميرفت بليزاريو « 2 » و هرموگنس « 3 » سرداران بيزانس پياده نظام مزبور را چنين توصيف كردهاند .
« جماعتى دهقانى فقيرند ، كه بدنبال سپاه نمىآيند ، مگر براى اينكه ديوارها را خراب و اجساد كشتگان را برهنه كنند و سربازان را خدمت نمايند » ( مقصود از سربازان اينجا اسواران است « 4 » .
در زمان خسروان ، سلاح كامل اسواران مركب بود از يك برگستوان اسب و جوشن بلندى ، و زره سينهپوشى ، و رانبندى ، و شمشيرى ، نيزهء ، و سپرى مدور ، و گرزى كه بكمربند بسته ميشد ، و تبرزينى ، و تركشى ، كه حاوى دو كمان با چند زه و سى تير بود ، دو كمند بافته را از پشت سر بكلاه خود متصل مىكردند « 5 » . سلاح عمده در جنگ نيزه و كمان ، يعنى همان اسلحهء باستانى بود ، كه ايرانيان از قديمترين ازمنه با نهايت استادى به كار ميبردند پروكوپيوس « 6 » شهادت داده است ، كه تقريبا همه ايرانيان تيراندازان لايقند و در اين فن از جميع مردمان ماهرتر و زبردستتر ميباشند ، لكن ميگويد تير آنها قوتى ندارد ، زيرا كه زه كمانشان باندازهء كافى كشيده نيست .
از آن گذشته از عهد خسرو اول كلمه « اسواران » معنى جديدى يافته است
هامش
( 1 ) - طبرى ، ص 98 - 897 ، نلدكه ، ص 164 .
( 2 ) -Belisaire( 3 ) -Hermogene( 4 ) - پروكوپيوس ، 1 / 14 .
( 5 ) - طبرى ، ص 964 ، نلدكه ، ص 49 - 248 .
( 6 ) - پروكوپيوس ، جنگ ايران ، 1 / 18 .