شهرستان ارزن « 1 » و مضافات آن و كوهستان توروس « 2 » و سرتاسر كوئلهسيرى « 3 » شد .
از اينكه در تاريخ ساسانيان كلمه بديشخ به صورت بذخش « 4 » ديده مىشود ، چنين استنباط مينمائيم كه منشاء اين عنوان ايران بوده و ارمنستان آن را از تشكيلات اشكانى اقتباس كرده است . بعلاوه در ايران تقسيم ولايات سرحدى به چهار مرزبانى بوده است « 5 » .
كارهاى ديگر هم راجع بامور دربار و دولت به ولرشك نسبت ميدهند . وى قشون را به چندين طبقه تقسيم كرد و ساعات بار و تشكيل شوراها و مواقع تفريح را در دربار معين كرد . دو خبرگزار نصب كرد ، يكى مأموريت داشت ، كه شاه را كتبا از كارهاى نيكى ، كه بايد انجام دهد ، آگاه سازد و ديگرى يادآورى كند ، كه كشيدن انتقام را بخاطر داشته باشد و نيز شخص نخستين موظف بود ، كه مواظبت كند مبادا پادشاه در حال غضب فرمانى خارج از عدالت صادر نمايد و در هر وقت بايستى شاه را به عدالت و نوع دوستى راهبرى كند « 6 » . ولرشك قضاتى در شهرها و دهات برگماشت و « شهرنشينان را فرمان داد تا رتبهاى فوق رتبه روستائيان بگيرند و روستائيان را امر كرد ، حرمت شهرنشينان را نگاهدارند و اينان را فرمود ، كه بروستائيان كبر و غرور نفروشند » « 7 » . بارى تمام اين تأسيسات و مقررات ارمنستان بدون شبهه تقليد از ايران بوده است .
فوستوس « 8 » طريقهاى را كه ارشك ( اواسط قرن چهارم ميلادى ) ، پس از دوره
هامش
( 1 ) -Arzn( 2 ) -Taurus( 3 ) -Cole - syrie( 4 ) -bidhakhsh( 5 ) - كتيبه پايكولى ( هرتسفلد ، پايكولى ، ص 156 - 155 ) .
( 6 ) - ر ك فصل دوم اين ترجمه .
( 7 ) - ر ك نهاية الارب ( برون ، مجله پادشاهى ، 1900 ، ص 232 ) كه گويد ، بخسرو اول فرمود وزراء خود را ، كه اگر حكمى بر خلاف انصاف صادر كنم ، دخالت كنيد و نگذاريد .
( 8 ) - لانگلوا ، ج 1 ، ص 236 .