و بعد گويد حكومت گبلئان و ابلئان « 1 » همين است . شكى نيست ، كه در اينجا كلمه « حكومت » ( فخروتيون « 2 » بجاى « امارت » ( اقطاع ) به كار رفته است . موسى در ضمن شمردن « امارت » و « اقطاعاتى » ( نهيتزتيون ) « 3 » ، كه ولرشك ببزرگان ارمنى تفويض كرد ، گويد ، كه خاندان گوچر والى ( بديشخ ) شمال شدند ، ولى اين « ايالت » را « اقطاع » ( نهپتوتيون ) مينامد « 4 » . بارى نمونه اين اشتباه و اختلاط مورخان بسيار است و به هيچ طريق نميتوان آن را توجيه كرد ، مگر آنكه فرض كنيم كه بعضى از حكومتهاى ارمنستان موروثى بوده و رفتهرفته به صورت « امارت » درآمده است و از اين حيث ارمنستان از ايران پيشتر افتاده است « 5 » . ظاهرا بديشخ عنوان چهار مرزبانى بوده ، كه ولايات چهارگانه سرحدى را ، كه در چهار جهت كشور واقع بوده ، حراست ميكردهاند « 6 » . معمولا هر كس به اين مقام ميرسيد ، اقطاعات بزرگ در آن ناحيه به او عطا ميشد . بنابر نوشتههاى موسى ، مقام بديشخ بزرگ قسمت جنوب غربى ارمنستان به شرشن « 7 » از خانواده سنصر « 8 » داده شد و اين شخص علاوه بر مقام مزبور مالك
هامش
( 1 ) - لانگلوا ، ج 2 ، ص 83 .
( 2 ) -nahhararut'iun( 3 ) -nahapetut'iun( 4 ) - ايضا ، ص 84 نهپتNahapetو نخرر حاكى از دو منصب مختلف است .
ر ك بنونيست ، ص 7 .
( 5 ) - بعقيده ماكلرMacler( چهار كنفرانس راجع بارمنستان ، پاريس 1932 ) در ارمنستان وضع ملوك الطوايف در واقع وجود نداشت و در آنجا آيين تيولدارى مرسوم نبود . آنچه كه بعقيده او در تاريخ ارمنستان واقعيت دارد ، خاندانهاى بزرگ و رؤساى اعظم طوايف است و كار عمده پادشاهان ارمنى هم ايجاد توافق و راه آمدن با اينان بوده است .
( 6 ) - در باب بديشخهاى ارمنستان ر ك ماركوارت ، ايرانشهر ، ص 165 و بعد .
بعقيده ماركوارت ايجاد بديشخهاى چهارگانه از كارهاى تيگران بزرگ است .
( 7 ) -Sharashan( 8 ) -Sanasar