و او را برهنه بدنبال شيطان گماشت ، تا زنان او را بهبينند و فريفته شوند و وصل او را از شيطان بخواهند . زنان دستها بسوى شيطان دراز كردند و گفتند ، شيطان ، اى پدر ما ، خداى نرسا را بما عطا كن » « 1 » . در اين افسانه مطلبى ، كه بزنان نسبت دادهاند ، چيزى است ، كه در آيين زردشتى خيلى غريب و شگفتانگيز است ، ولى از جهت اصل بدبينى ، كه در آن است ، بنابر رأى نيبرگ ، كاملا موافق آراء زروانيه است « 2 » .
سپس تئودور افسانههاى ايرانى ديگر ميآورد ، كه عباراتش بسيار مبهم است از اين قبيل : زمين دوشيزه جوانى بود ، كه نامزدى داشت پريسگ « 3 » نام آتش صاحب عقل بود و با شخصى مصاحبت داشت گونرپ « 4 » نام بمعنى « رطوبت جنگلها » پريسگ گاهى به صورت كبوتر و زمانى مورچه و وقتى سك پير تجلى ميكرد . كوم « 5 » گاهى خوك دريائى « 6 » و زمانى خروس بود و از پريسگ پذيرائى ميكرد « 7 » كيكوآاوز « 8 » قوچ كوهستانى بود و با شاخ به آسمان ضربت ميزد . زمين شخصى گوگى « 9 » نام آسمان را تهديد كردند ، كه او را خواهند بلعيد « 10 » .
هامش
( 1 ) - همين موضوع در داستان آفرينش مانويان ديده مىشود . فصل چهارم را بهبينيد .
( 2 ) - در مقاله بنونيست تحت عنوان « روايت تئودور باركوتائى راجع بدين زردشت » ( جهان شرقى 1932 ) راجع به طبيعت شيطانى زن به اعتقاد زروانيه بحثى عميق شده است .
( 3 ) -parisag( 4 ) -Gounrap( 5 ) -Koum( 6 ) -dauphin( 7 ) - نزد بنونيست چنين است . پونيون آن را « مىبلعد » ترجمه كرده است .
( 8 ) -Kikoaouz( 9 ) -Gougi( 10 ) - بنونيست در مقاله سابق الذكر اين متن مشكل را چنين تفسير كرده است : ظاهرا مطالبى كه تئودور روايت كرده ، مربوط به چهر داذنسك است و اشاره مىكند بقصص و رواياتى ، كه در منابع تاريخ داستانى ايرانيان وجود دارد . پريسگ همان فراسياگErasiyagh( در اوستاFraerasyan، نزد فردوسى افراسياب ) است . كوم خداى هوم ( در پهلوى و فارسى هوم ) مىباشد و كيكوا اوز همان كيكاوس است . گونرپ صورت -