2 - شهر آماردبير ( دبير عوايد دولت شاهنشاهى ) « 1 » ، 3 - كذگ آماردبير ( دبير عايدات دربار سلطنتى ) ، 4 - گنج آماردبير ( دبير خزانه ) ، 5 - آخور آماردبير ( دبير اصطبل شاهى ) ، 6 - آتش آماردبير ( دبير عايدات آتشكدهها ) ، 7 - روانگان دبير ( دبير امور خيريه ) « 2 » .
يكنفر دبير امور عرب نيز در دربار شاهنشاه ايران بود ، كه سمت مترجمى هم داشت و مزد و حقوق او را اعراب حيره بجنس مىپرداختند . « 3 »
در كارنامگ در رديف ملتزمان ركاب شاهنشاه در موقع شكار ، مثل موبذان موبد و ايران سپاهبذ و دبيران مهشت و پشتيگبان سالار ، نام اندرزبذ و اسپوهرگان ( معلم واسپوهران ) هم ذكر شده است « 4 » . علاوهبر دراندرزبذ ( رئيس تشكيلات دربار ) ، كه گويا يكى از القاب وزرگ فرمذار بوده است « 5 » ، مغان اندرزبذ ( معلم
هامش
( 1 ) - مقايسه شود با شدر ،Esra der Scdretber، ص 47 و بعد .
( 2 ) - يعنى دبير امورى كه مربوط بروان است . طبق وقفنامهها و غيره كارهاى خيريه را براى روح ( پذروان( padd ruvanانجام ميدادند .
در باب مدير يا دبير امور خيريه نگاه كنيد دينورى ، ص 57 و مقايسه شود با بنونيست ، مطالعات شرقشناسىEtudes d'orientalismes، كه از طرف موزه گيمه به ياد ريموند لينوسيهRaymonde Linossierچاپ و منتشر شده ،V، ص 158 . آندرآس - هنينگ ، ادبيات مانوى بزبانهاى ايرانى مياتهMitteliranische Manichaica، ج 2 ، ( گزارش آكادمى پروس ، 1933 ) ، ص 317 ، يادداشت 2 .
شدر ، ايرانيكا ، ج 1 ( رسالات انجمن علمى گوتينگن 1934 ) ، ص 8 و 19 ؛ هنينگ ، بولتن شرقى ، دوره 9 ، ص 847 .
( 3 ) - رتشتين ، ص 130 .
( 4 ) - بخش 10 ، فقره 7 ؛ نلدكه ، مقالات بتسنبرگر ،IV، ص 62 - 61 بطريق ذيل ميخواند : اندرزبذى اسپوارگان ، اما واسپوهرگان به نظر مرجح ميآيد ، مقايسه شود با لغات پايكولى ، شماره 109 .
( 5 ) - ر ك ضميمه دوم .