بشهرها و دهات برود ، تا مردم جنگجو را به تكاليف جنگى و نظامات مختلفه لشگرى آگاه كند « 1 » .
در فصل پنجم و هشتم اين كتاب تفصيل بيشترى راجع به وضع نظام مذكور است .
دبيران و ساير عمال اداره مركزى
نفوذى كه دبيران « 2 » در كشور ايران داشتهاند ، بسيار جالب توجه است :
ايرانيان هميشه آراستگى صورت ظاهر امور را مهم ميشمردهاند . اسناد رسمى و نامههاى خصوصى هميشه مىبايست به صورت مصنوع و سبك مقرر تحرير گردد .
در اين نامهها نقل قول بزرگان و نصايح اخلاقى و پندهاى دينى و اشعار و معميات لطيفه و امثال آن وارد ميشد و مجموعه بسيار ظريفى تشكيل ميداد ، مقام و رتبه مخاطب و نويسنده را در طرز استعمال كلمات كاملا رعايت مينمودند . همان عبارتپردازى و تصنعات ادبى ، كه در اغلب كتب پهلوى و در اكثر بيانات پادشاهان هنگام جلوس مىبينيم « 3 » ، در مكاتباتى ، كه زمامداران بزرگ دولت ساسانى فيما بين خودشان يا با دول خارجه ميكردهاند ، آشكار است .
نظامى عروضى در چهار مقاله گويد « 4 » ، « پيش از اين در ميان ملوك عصر و جبابرهء روزگار پيش چون پيشداديان و كيان و اكاسره و خلفا رسمى بوده است
هامش
( 1 ) - نامه تنسر ، دارمستتر ، ص 218 و 522 ، مينوى ، ص 15 و 16 .
( 2 ) - هرتسفلد ، پايكولى ، لغتنامه ، شماره 264 ؛ مقايسه شود با كتاب شدر موسوم بهEsra der Schreiber ( Beitrage zur historischen Theologie , 5 , Tubingen 1930 )؛ ص 39 و بعد ، بخصوص ص 48 - 47 .
( 3 ) - طبرى و فردوسى و ثعالبى .
( 4 ) - چاپ برون ، ص 24 ، ترجمه همين شخص ، ص 25 و بعد .