تاريخ اجمالى موسوم به بىنام گويدى « 1 » قدرى بعد از سال 670 نوشته شده است و از روى منبع معتبرى ، كه داشته حوادث تاريخ ايران را بعد از مرك هرمزد چهارم ، كه در 590 واقع شد ، شرح داده و سوانح بعد از آن سال را ، كه خود به چشم ديده تا بعد از انقراض دولت ساسانى برشته تحرير كشيده است .
تاريخ الياس نصيبينى ، كه در سال 1008 ميلادى نوشته شده ، در مقدمه خود جدولى دارد ، كه شامل سنوات عهد پادشاهان ساسانى نيز هست . اين كتاب را لامى طبع كرده است « 2 » . نسخه سريانى آن با ترجمه لاتينى باهتمام بروكس « 3 » و شابوت « 4 » چاپ گرديده است . « 5 »
هامش
VII - XIو 159 - 1 ؛ زاخو ، تاريخ اربلDie Chronik von Arbel، رسالات آكادمى پروس ، 1915 ، شماره 6 ، هارناك ، ماموريت و انتشار مسيحيتA . Harnack , Die Mission und Ausbereitung des Christentums .چاپ چهارم ، ج 2 ( ليپزيگ 1924 ) ، ص 683 و بعد ؛ پيترسP . Peetertشهيد اديابنAnaIecta Le « Passionaire d'Adia bene »درBollandianaج 43 ، ص 263 و 302 و ما بعد ، مسينا درOrientalia، ج 6 ، ص 233 و بعد . ( رم 1937 ) .
( 1 ) -P . Anonyme de Guidiاين تاريخ را كيدى در مجموعه هشتمين انجمن بين المللى مستشرقين در استكهلم ( 1889 ) چاپ كرده است و نلدكه آن را با ترجمه و تفسير و انتقادات در گزارشهاى آكادمى امپراطورى اطريش وين ، قسمت تاريخ و فقه اللغه ( 1893 ) ، ج 128 ، انتشار داده است ، چاپ جديد در مجموعه كتب مقدس ، مسيحيان مشرق ، متون سريانى ، سرى 3 جلد 4 .
( 2 ) - الياس نصيبينى و تاريخ اوElie de Nistbe et sa ehronologieبروكسل 1883 .
( 3 ) -Brooks( 4 ) -Chabot( 5 ) - تاريخ الياس مطران نصيبين ، 2 جلد ( مجموعه كتب مقدس مسيحيان مشرق ، متون سريانى ، سرى 3 ، ج 8 و 7 )Eliae Metropolitae Nisbeni Opus chro nologicum