مىناميد آن ناحيه را تصرف كرده و با كمك لزگيها يك نيروى دو هزار نفرى ايرانيان را مغلوب ساخت . نادر نيرويى بعدهء بيست و پنجهزار نفر بدانسوى فرستاد و اين نيرو پس از جنگهاى بسيار سخت و خونريزىهاى زياد شورش را فرونشاند و مدعى اسير شده و از يك چشم كور شد و بعدا با پيام زير بقسطنطنيه روانهاش نمود « نادر از قتل يك شخص بدبخت زبون اكراه داشته هرچند كه ارباب بزرگ از او طرفدارى مىنمود » « 1 » .
علت اغتشاش شيراز شكست تقى خان حاكم فارس در بعضى لشگركشىهاى در خليج فارس بود ، وقتى تقى خان شنيد كه بر اثر عدم موفقيت مىخواهند او را دستگير ساخته و زندانى كنند طغيان كرد . اما يك لشكر هيجده هزار نفرى ، شيراز را تصرف كرده و طغيان و شورش او را با تلفات وحشتناكى خوابانيد . تقى خان دستگير شده و از يك چشم كور شد و خانوادهء او همگى بقتل رسيدند . دربارهء شورش قجرهاى استرآباد در آنجا كه بشرح سرگذشت هانوى مىپردازيم صحبت خواهيم داشت .
محمد حسين خان رئيس آنان بدست يك نيروى هزار و پانصد نفرى مغلوب شد و شهرستان استرآباد بواسطهء كشتارها و بربادى ضياع و عقار اهالى منهدم و ويران گرديد . هانوى در اين باب شرح جالب توجهى گزارش داده است .
آخرين لشگركشى بر ضد تركيه 1745 - 1743
آخرين لشگركشى نادر بر عليه عثمانيان بواسطهء امتناع سلطان در شناختن فرقهء جعفرى بوده است كه راجع به آن علماء و رؤساء مذهبى چنين فتوى داده بودند . « چون فرقهء جديد يعنى شيعهء رافضى مخالف با ديانت حقهء اسلام مىباشد كشتن و اسير كردن ايرانيان جائز و رواست » .
سلطان ايران در كوشش خود براى متحد ساختن مجدد ايران و عثمانى كاملا با عدم موفقيت مواجه شد و چون تمام شيعههاى صالح و متقى از او نفرت داشتند
هامش
( 1 ) - اين شرحى بود كه هانوى ذكر كرده ولى در جهانگشا پيغام ديگرى نقل شده است . ( مؤلف )