تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
لرزه‌اى شهر بدطالع تبريز را خراب كرد و در همين هنگام هواى صاف معمول يك دفعه تاريك شده و خورشيد مانند گلولهء سرخ‌فام و به شكل خون نمودار گرديد و ايرانيان وحشت‌زده شدند و ستاره‌شناسان با پيشگوئى خود دربارهء خرابى و تباهى اصفهان بر ترس و وحشت مردم افزودند . بروز اين فجايع ، وحشت و بزدلى شاه ، زن صفتى درباريان و بالاخره كميابى سردار و سرباز اين وقت دست بدست هم داده بقدرى روحيهء ملى را تنزل دادند كه شايد هيچ كشورى در مرحلهء بحرانى خود به قدر آن روز ضعيف و عاجز نشده بود .

دومين لشگركشى محمود 1135 هجرى ( 1722 )

غلجائيها از حمله و هجوم لطفعلى خان به خاك خودشان خيلى ترسان بودند ولى به محض شنيدن خبر سقوط و عزل او دوباره جرأت پيدا كرده مصمم گشتند براى بار دوم به ايران حمله ببرند ، محمود در وسط زمستان قندهار را ترك گفته و مجددا از بيابان عبور نموده به نرماشير و كرمان رفت . در اينمورد او شهر كرمان را به تصرف در آورد ولى قلعهء آنجا به قدرى مصرانه مقاومت و پافشارى نمود كه او از اين قسمت خيلى خوشحال شد كه پنج هزار ليره بگيرد و محاصره را ترك نمايد . محمود پس از آن از راه يزد بسوى اصفهان حركت نمود او به يزد حمله برده ولى كامياب نشد و لذا مستقيما راه پايتخت را پيش گرفت . در بين راه سفرا و نمايندگانى را ملاقات نمود كه به او وعده دادند كه اگر خود با دستجاتش به افغان برگردد سى هزار ليره به او بدهند . محمود از اين بيان كه نشانه‌اى از ضعف و ناتوانى در قلب امپراطورى بود تشجيع شده و بالاخره مهاجمين تا گلناباد كه دهكده‌اى است واقع در يك دشت مسطح و همواره در يازده ميلى اصفهان پيش رفتند و در اين نقطه متوقف شدند .

لشگريان ايران و افغان

لشگر افغان اكنون شايد بالغ بر بيست هزار نفر مىشد « 1 » چه عده‌اى از سربازان
هامش
( 1 ) - كروزينسكى عدهء آنها را دو برابر آن نوشته ولى من گفتهء ملكم را نقل كرده‌ام . ( مؤلف )