كند بهر يك از بندگانش كه خواهد .
سپس فرمود : رسول خدا ( ص ) فرمود : بباران و همچنين به ماه نو اشاره نكنيد كه اين كار را خداوند خوش ندارد . توضيح - مجلسى ( ره ) در توضيح جملهء اخير كلامى گويد و ملخصش اينست كه : نبايد انسان پندارد كه ماه نو و باران در نظام اين جهان دخالتى دارد و شايسته نيست كه بدان توجه كند و توسل جويد بلكه بايد بداند كه تمام كارها بدست خدا است و در آن حال نيز به خداوند تعالى توجه كند .
327 - على بن اسباط در حديث مرفوعى روايت كرده كه امير المؤمنين ( ع ) بابن عباس نوشت :
اما بعد بسا باشد كه خوشحال كند انسان را ( رسيدن به ) آنچه از دست او نميرفت ( و اگر خوشحالى هم نميكرد به دستش ميرسيد ) و غمناك كند او را چيزى كه هرگز بدان شخص نخواهد رسيد اگر چه بكوشد ( و بيهوده از آمدنش غمناك است ) پس بايد خوشحالى تو در آن چيزهائى باشد كه از پيش فرستاده اى از كار شايسته يا حكم و يا گفتار نيك ، و تأسف و افسوست در آن چيزهائى باشد كه در آنها كوتاهى كرده اى ، و واگذار ( اندوه ) آنچه را از دنيا از دستت رفته و بيهوده بر آنها غم مخور ، و آنچه از دنيا بدستت رسيده بدان دلخوش و شاد كام مباش ، و تمام اندوهت در اوضاع پس از مرگ و مردن باشد . و السّلام . 328 - ابو صامت از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : من و ( پدرم ) ابا جعفر ( ع ) در ميان قبر و منبر ( در مسجد مدينه ) گذرمان بشيعيان افتاد ، من بپدرم گفتم قربانت اينان شيعيان و دوستان تواند ! فرمود : كجايند ؟ عرضكردم : آنان را در ميان قبر و منبر مىبينم ، فرمود : مرا بنزد آنان ببر و چون بدان جا رفت بر آنها سلام كرد و سپس بدانها فرمود : به خدا سوگند من بوى شماها و جانهاى شما را دوست دارم و شما نيز بر اين دوستى مرا بپارسائى و كوشش ( در امر دين ) كمك كنيد ، براستى
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 48
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٨