تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
و بدان كه نخستين مطلبى را كه به تو گزارش مىدهم خبر مرگ خودم مىباشد كه در همين شبها اتفاق خواهد افتاد و هيچ گونه بىتابى و پشيمانى و شكى ( يا شكايتى ) در آنچه شدنى است و خداى عز و جل حتم و مقرر فرموده است ندارم ، پس بدستاويز محكم دين بچسب كه آل محمد هستند ، و دستاويز محكمى كه وصى پس از وصى ( و امامى پس از امام ديگر ) باشد و تسليم آنها باش و بدان چه گفته‌اند راضى و خوشنود باش ، و مجوى دين كسى را كه جزء شيعيان نيست ، و دينشان را دوست مدار زيرا كه آنها خيانتكارانى هستند كه به خدا و رسولش خيانت كردند و به امانتهائى نيز كه بدانها سپرده شده خيانت نموده‌اند . و هيچ ميدانى چگونه بامانتها خيانت كردند ؟ اينها بكتاب خدا كه بديشان سپرده شده بود خيانت كردند و آن را تحريف كرده و تغيير دادند . اينها به ( پيروى از ) سرپرستان خود راهنمائى شده بودند ولى از آنها روى گرداندند ، و خدا نيز جامهء گرسنگى و ترس را بكيفر كارى كه كردند در برشان كرد . و پرسيده بودى از حال آن دو مرديكه مال مرد ديگرى را كه به بينوايان و مستمندان و در راه ماندگان و در راه خدا ، خرج ميكرد از او به زور گرفتند ، و به اين اندازه هم راضى نشدند بلكه آن مال را بر دوش او گذاردند كه به خانه شان نيز ببرد ، و چون آن را بچنگ آوردند خرج و انفاق آن را خود به عهده گرفتند ، آيا بدين كردارشان بحدّ كفر رسيده‌اند ؟ ( مقصود از آن دو مرد ابو بكر و عمر و مقصود از مرد سوم على عليه السّلام است ) . ( پاسخ ) بجان خودم سوگند آن دو نفر پيش از آن منافق بودند ، و كلام خداى عز و جل را رد كردند و رسول خدا ( ص ) را بريشخند و مسخره گرفتند ، و آن دو كافرند كه لعنت خدا و فرشتگان و همهء