تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
مؤمنان را بينا كرد ، و به همان بزرگى و نورش نادانان با او دشمنى كنند ، و به همان بزرگى و نور او است كه هر كه در آسمانها و زمين است وسيله اى بدرگاهش جويد با كارهاى گوناگون و كيشهاى مختلف پس يكى به راه درست رود و آن ديگرى بخطا رود ، يكى گمراه و ديگرى راه يافته ، شنوا و كر ، بينا و كور سرگردان ، پس ستايش خدائى را كه ( حضرت ) محمد صلى الله عليه و آله و سلم دينش را شناساند و توصيف كرد . اما بعد براستى كه تو مردى هستى كه خداوند جاى مخصوصى ( و مرتبهء خاصى ) در خاندان محمد به تو عنايت كرده و در دلت نگهداشته است دوستى آنچه را از دين خود به تو سپرده و آنچه از رشد و هدايت به تو الهام فرموده و تو را در كار دينت چنان بينا كرده كه آنها را ( يعنى امامان بر حق را ) برترى دادى و كارها را به آنان بازگرداندى . ( بارى ) در نامه ات چيزهائى از من پرسيده اى كه من از پاسخ آنها در تقيه بودم و بناچار بايستى آنها را كتمان كنم ، ولى چون دوران تسلط زورگويان سپرى شده و ايام سلطنت سلطان بزرگ ( خداى متعال ) رسيده ( و عمرم به آخر رسيده ) و از اين دنياى نكوهيده دور ميشوم و آن را بدنياداران سركش بر آفرينندهء خويش واميگذارم صلاح ديدم كه آنچه را پرسيده بودى برايت شرح دهم از ترس آنكه مبادا شيعيان كم بصيرت ما از راه نادانى بسرگردانى دچار گردند . پس از خداى عز ذكره بترس و بايد كه اين امر را ( يعنى امامت را - يا آنچه برايت مىنويسم ) به اهلش مخصوص دارى ( يعنى ديگران را شايستهء آن ندانى ، و بر معناى دوم يعنى براى غير اهل آن فاش نكنى ) و بر حذر باش از اينكه سبب گرفتارى اوصياء گردى يا كسى را بر آنان بشورانى باينكه آنچه را به تو سپرده‌ام افشا كنى و رازهائى كه كتمانش را از تو خواسته‌ام آشكار سازى و ان شاء الله كه هرگز اين كار را نخواهى كرد .