« بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ لا حول و لا قوة الا با لله العلى العظيم »
خداوند نود و نه نوع بلا را از او كفايت كند كه آسانترين آنها خفه شدن است .
[ شجاعت على - ع - در جنگ احد ]
90 - نعمان رازى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : در جنگ احد مردم از دور رسول خدا ( ص ) گريختند ، بطورى كه آن حضرت به سختى خشم كرد ، و چنان بود كه هر گاه خشم ميكرد عرقى مانند دانه هاى مرواريد از پيشانى مباركش سرازير ميگشت ، فرمود : پس نگريست و على عليه السّلام را در كنار خويش مشاهده كرد ، به دو فرمود : تو هم به پسران پدرت ( يعنى مانند ساير مردم ) بدانان كه از رسول خدا گريختند ملحق شو ! عرضكرد : اى رسول خدا من پيرو توأم ، فرمود : پس اين دشمنان را از من دور گردان ، على عليه السّلام حمله برد و بنخستين كسى كه رسيد او را ( با شمشير ) بزد :
جبرئيل عرضكرد : اى محمد براستى اين مواسات ( همدردى و برادرى ) است : حضرت فرمود : همانا او از من است و من از اويم ، جبرئيل عرضكرد : و من نيز از شما هستم .
امام صادق عليه السّلام فرمود در اين هنگام رسول خدا ( ص ) جبرئيل را نگريست كه بر روى چهار پايهء از طلا در ميان زمين و آسمان ( ايستاده ) است و ميگويد : « لا سيف الا ذو الفقار و لا فتى الا على » .
91 - فضيل برجمى گويد : من در مكه بودم در وقتى كه خالد بن عبد الله ( يكى از جنايتكاران بنى اميه ) امير مكه بود و در كنار چاه زمزم در مسجد الحرام نشسته بود ، پس دستور داده گفت : قتاده را