تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
امروز از اين گردنه هيچ ستمكارى از پيش من نگذرد ، و نه آن كس كه حقى از ديگرى در گردنش باشد جز آن كس كه طرف او از حق خويش بگذرد ، و من به دو پاداش نيك دهم ، و هنگام حساب حقش را بگيرم پس اينك اى خلايق گرد هم آئيد و حق خود را از هر كس كه بشما در دنيا ستم كرده بگيريد و من نيز گواه شمايم در آن ستم ، و گواهى چون من بس است . فرمود : پس همديگر را ببينند و گرد هم آيند و احدى بجاى نماند كه طلبى يا حقى از او در نزد ديگرى باشد جز آنكه به او بچسبد ، پس بدين حال باشند تا هنگامى كه خدا خواهد و در نتيجه حالشان سخت گردد ، و عرق زيادى بريزند ، و اندوهشان شديد شود و صداى شيون سختى از آنها بلند شود و آرزو كنند كه حقوق خود را به بپايمالكنندگان آن واگذارند و از آنجا نجات يابند ، پس خداى عز و جل كه اين حال آنان را ببيند منادى از طرف او تبارك و تعالى ندا كند - و همهء آنها از اول تا به آخر بشنوند - اى گروه خلايق بسخن گويندهء خدا دل دهيد و گوش كنيد : همانا خداى تبارك و تعالى فرمايد : منم بخشايشگر اينك اگر خواهيد يك ديگر را ببخشيد و گر نه حق شما را بگيرم ؟ فرمود : از اين ندا شاد گردند زيرا در وضع سخت و تنگنا و فشار جمعيت واقع شده‌اند ، پس برخى از آنها باميد اينكه از آن تنگنا آسوده شوند حق خود را مىبخشند ، و برخى بجا مانند و گويند : پروردگارا ستمهائى كه بما شده بزرگتر از آن است كه ما آنها را ببخشيم ، فرمود : در اين هنگام منادى از برابر عرش ندا كند : كجاست رضوان نگهبان باغهاى بهشت ، بهشتهاى فردوس ؟ و ( چون رضوان حاضر گردد ) خداى عز و جل دستور دهد قصرى را از ( قصرهاى ) نقره با تمام
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 152 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى