75 - كميت بن زيد اسدى ( شاعر معروف اهل بيت ) گويد : خدمت امام باقر عليه السلام شرفياب شدم حضرت فرمود : اى كميت به خدا اگر مالى در نزد ما بود به تو ميداديم ولى براى تو باشد آنچه را رسول خدا ( ص ) بحسان بن ثابت ( شاعر ) فرمود : كه ( به او فرمود : ) پيوسته روح القدس همراه تو است تا آنگاه كه از ما دفاع كنى ، گويد : عرضكردم : از حال آن دو مرد ( يعنى ابو بكر و عمر ) به من خبر بده حضرت بالش را برداشت و آن را تا كرده در زير سينه اش گرفت سپس فرمود : به خدا اى كميت باندازهء شاخ حجامتى خون ريخته نشود ، و نيز هيچ مالى بناحق گرفته نشود و هيچ سنگى از سنگ ديگر نغلطد جز آنكه مسئوليتش به گردن آن دو نفر است . 76 - أبو العباس مكى گويد : شنيدم از امام باقر عليه السّلام ميفرمود : ( هنگامى ) عمر بعلى عليه السّلام برخورد كرد و به او گفت : توئى كه اين آيه را ميخوانى : « * ( بِأَيِّكُمُ الْمَفْتُونُ ) * - يعنى بكداميك از شما جنون است » ( سورهء قلم آيه 6 ) و به من و رفيقم ( ابو بكر ) تعريض ميكنى ( و ما را منظور اين آيه ميدانى ) ؟ حضرت به او فرمود : آيا به تو خبر ندهم از آيه اى كه در بارهء بنى اميه نازل گشته ( كه خدا فرمايد ) : « چنين توانيد بود كه اگر كارى را سرپرستى كنيد در زمين تباهى كنيد و ارتباط خويشاونديتان را ببريد » ( سورهء محمد ( ص ) آيه 22 ) عمر ( با كمال پرروئى و گستاخى ) گفت : دروغ گفتى كه بنى اميه پيوند خويشاوندى را بهتر از تو مراعات كنند ولى تو ميخواهى همچنان بدشمنى خود با تيرهء بنى تيم ( تيرهء ابو بكر ) و بنى عدى ( تيره عمر ) و بنى اميه ادامه بدهى . شرح - مجلسى ( ره ) گويد : تعريضى كه حضرت از آيهء : * ( بِأَيِّكُمُ الْمَفْتُونُ ) * به آن دو داشت از اين جهت بود كه آن دو هنگامى كه رسول خدا ( ص ) در غدير خم على بن ابى طالب را بخلافت خويش منصوب فرمود و در باره اش گفت : « من كنت مولاه فهذا على مولاه » آن دو و جمعى ديگر بدان حضرت نسبت ديوانگى و شيفتگى در بارهء عموزاده اش على عليه السّلام را دادند و از اين رو آيات سورهء قلم نازل شد .
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 149
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٤٩