تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
3 - برخى از اصحاب ما گويد : كه به حضرت صادق عرضكردم : برادران وعموزادگانم خانه ام را بر من تنگ كرده و از همهء آن خانه مرا بيك اطاق آن پناهنده كرده اند ، و من چنانچه در اين باره اقدام كنم آنچه در دست آنها است ميگيرم ؟ گويد : آن حضرت فرمود : صبر كن زيرا خداوند برايت گشايشى فراهم كند ، گويد : من منصرف شدم ، ووبائى در سال صد و سى و يك بيامد وبخدا سوگند همگى آنها مردند ويكنفر از آنها باقى نماند ، گويد : من بيرون آمدم ( وبنزد آن حضرت رفتم ) همين كه بر او وارد شدم فرمود حال اهل خانه ات چطور است ؟ عرضكردم : به خدا سوگند همه آنها مردند ، و يك نفر از آنها زنده نماند ، فرمود : اين براى آن كارى بود كه به تو كردند ، و براى آن آزارى كه به تو رساندند و قطع رحمى كه كردند نابود شدند ، آيا ميخواستى كه زنده باشند و بر تو تنگ بگيرند ؟ عرضكردم : آرى به خدا سوگند . توضيح - مجلسى ( ره ) گويد : گفتار آن حضرت « بعقوقهم » متعلق است به « بتروا » كه بنا بر اين ترجمهء آن چنين مىشود : وبواسطهء آزارى كه كردند نابود شدند ، و تو از قطع رحم آنها بپرهيز ( پايان كلام مجلسى ( ره ) ولى ظاهر عبارت چنان بود كه ترجمه شد و من وجهى بر اين حمل نديدم لذا از تغيير ظاهر عبارت در ترجمه خوددارى شد . 4 - حضرت باقر عليه السلام فرمود : در كتاب على عليه السلام است كه : سه خصلت است كه هر كه دارا باشد نميرد تا و بال آن را ببيند : ستم ، و قطع رحم ، و قسم دروغ كه بدان با خدا بجنگ رود ، و هر آينه آن طاعتى كه ثواب واجرش زودتر برسد صلهء رحم است ، وبراستى ( چه بسا ) مردمى كه از حق روگردانند و با هم پيوند كنند ( وصلهء رحم كنند ) پس اموالشان زياد شود وثروتمند گردند ، وبدرستى كه قسم دروغ و قطع رحم خانه ها را ويران و خالى از اهل وخانمان كند ، وخويشاوندى را از جا بركند ، و از جاى بركندن خويشى
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 47 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى