تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
بارهء دوستت رفتار شد خشنودى شدى ؟ ( 1 ) گويد : بار پروردگارا من اين را كم شمرم خير را در باره اش افزون كن خداوند فرمايد : بعزت وجلال وارتفاع مقامم سوگند امروز به او و هر كه در پايهء اوست پنج چيز وافزون كنم ، آگاه باش كه ايشان جوانانى باشند كه پير نشوند ، وتندرستانى باشند كه بيمار نگردند ، وتوانگرانى باشند كه نادار نشوند ، وخورسندانى باشند كه غمگين نشوند ، وزنده هائى باشند كه نميرند ، سپس ( امام باقر عليه السّلام ) اين آيه را خواند : « نچشند در آن مرگ را جز همان مرج نخستين » ( سورهء دخان آيه 56 ) . ( سعد ) گويد : عرضكردم : فدايت گردم اى ابا جعفر آيا قرآن نيز سخن گويد ؟ حضرت لبخندى زد وفرمود : خدا رحمت كند شيعيان ساده دل ما را كه اهل تسليم هستند ( وبسخنان ما گردن نهند ) سپس فرمود : آرى اى سعد نماز هم سخن گويد وصورتى وخلقنى دارد ، فرمان ميدهد ، قدغن كند ، سعد گويد : از اين سخن رنگ من گشت وگفتم : اين ( ديگر ) چيزى است كه من نميتوانم ميان مردم بگويم ؟ حضرت باقر عليه السّلام فرمود : آيا مردم جز همان شيعيان ما هستند پس هر كه نماز را نشناسد حق ما را منكر شده سپس فرمود : اى سعد من كلام قرآن را ( هم اكنون ) به گوش تو برسانم ؟ سعد گويد : عرضكردم : بلى رحمت خدا بر شما باد ، فرمود : « همانا نماز باز ميدارد از فحشاء ( ناشايست ) و منكر ( ناپسند ) و هر آينه ذكر ( ياد ) خدا بزرگتر است » ( سورهء عنكبوت آيه 45 ) پس نهى ( كه همان باز داشتن مىباشد ) سخن است وفحشاء و منكر مردانى هستند ، ومائيم ذكر خدا و ما بزرگتريم . شرح - در بيان وتوضيح اين حديث شريف و معناى سخن گفتن ومصورشدنش در قيامت ونيز سخن گفتن نماز كه در ذيل حديث است مجلسى وفيض رحمهما الله بياناتى دارند و ما در اينجا بيان فيض ( ره ) را انتخاب نموديم كه عينا ترجمه آن از نظر خوانندگان محترم ميگذرد از آنجا كه در نيت مؤمن آنست كه خدا را آن طور كه سزاوار پرستش است بپرستد ، وكتاب او را