واجب . . . . آمده آنگاه گويد : اكنون كه معانى فرض را دانستى از نظر عرف ولغت بنا بر اين استدلال به اين احاديث براى واجب بودن اين دو ذكر مشكل است ، خصوص با ضعيف بودن بيشتر آنها ، و اگر واجب بودند سزاوار بود كه در روايات متواترى آمده باشد مانند فريضه ها و نمازهاى واجب روزانه ، با اينكه اين دو ذكر به حد استفاضه نيز كه در باره نافله هاى روزانه هست به اين حد نيز نرسيده و از لحاظ اصطلاح خبرى مستفيض هم نيست . گذشته از اينكه در هيچ خبرى تهديد بر ترك آنها وارد نشده با اينكه لازمهء واجب شدن چيزى همان تهديد بر ترك آنست ، و همچنين اختلافات بسيارى كه در خود آن دو ذكر هست قرينهء بر استحباب آن دو مىباشد .
33 - حضرت صادق عليه السّلام فرمود : برخى از دعاها است كه سزاوار است اگر صاحبش فراموش كرد آن را قضا كند ، پس از بامداد ده بار ميگويد : « لا إله الا الله وحده لا شريك له ، له الملك وله الحمد يحيى ويميت ويميت ويحيى وهو حى لا يموت بيده الخير [ كله ] وهو على كل شىء قدير »
وده بار ميگويد : « اعوذ با لله السميع العليم »
پس هر گاه چيزى از آن را فراموش كرد بر او است كه قضا كند .
34 - محمد بن مسلم گويد : از حضرت باقر عليه السّلام در بارهء تسبيح پرسيدم ؟ فرمود : من از تسبيح چيز مقرر وموظفى جز تسبيح حضرت فاطمه عليها السلام ندانم ( وسراغ ندارم ) وده بار پس از طلوع فجر ميگوئى : « لا إله الا الله وحده لا شريك له ، له الملك وله الحمد [ يحيى ويميت ] وهو على كل شىء قدير »
و هر چه خواهى تسبيحات مستحبه را بگو .
شرح - مجلسى ( ره ) گويد : مقصود از موظف : چيزى است كه داراى عدد مخصوص وهيئت خاصى باشد كه بر آن افزوده نشود و از آن كم نگردد ، يا مقصود اينست كه آن از سنتهاى تأكيدشده اى است كه ترك آن سزاوار نيست مگر براى عذر شديد و مواظبت بر آن لازم است .
و در جملهء « ويسبح ما شاء تطوعا »
گويد : گويا مقصود از تسبيح در اينجا چيزى است كه اعم از « سبحان الله » و امثال آن باشد ، بلكه هر چيزى كه دلالت بر بزرگوارى و دور كردن خداوند از عيوب و آنچه راهنمائى
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 307
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٠٧