توضيح - « فلان و فلان و فلان » در آخر دعا كنايه از غاصبان خلافتند و در نسخهء وافى يك « فلان » ديگر هم هست كه رويهم چهار مرتبه ذكر شده و آن چهارمى چنانچه فيض ( ره ) ومجلسى ( قده ) گفته اند كنايه از معاويه است .
4 - يزيد بن كلمه از حضرت صادق يا حضرت باقر عليهما السلام حديث كند كه فرمود : چون بامداد كردى ميگوئى : « اصبحت با لله مؤمنا على دين محمد وسنته ودين على وسنته ودين الاوصياء وسنتهم آمنت بسرهم وعلانيتهم وشاهدهم وغائبهم وأعوذ با لله مما استعاذ منه رسول الله ( ص ) وعلى عليه السّلام والاوصياء ، وارغب الى الله فيما رغبوا اليه ولا حول ولا قوة الا با لله » .
5 - حضرت صادق عليه السّلام فرمود : همانا على بن الحسين عليهما السلام چنين بود كه چون بامداد ميكرد ميفرمود : « ابتداء يومى هذا بين يدى نسيانى وعجلتى بسم الله و ما شاء الله »
( يعنى من روز خود را پيش از آنكه خدا را فراموش كنم و از ياد او به چيز ديگرى شتاب كنم بنام او آغاز مىكنم ، بنام خدا و آنچه خدا خواهد - حضرت فرمود : ) و چون بنده چنين كند او را از آنچه در آن روز فراموش كند بس باشد ( يعنى تا آخر روز ذكر خدا را فراموش كرد همين ذكر كه اول بامداد خوانده او را كفايت كند زيرا روز خود را بنام خدا آغاز كرده است ) .
6 - ونيز امام صادق عليه السلام فرمود : هر كه اين ذكر را هنگامى كه شب مىكند ( و داخل در شب ميگردد ) سه بار بگويد ، ببالى از بالهاى جبرئيل عليه السلام پوشيده شود تا بامداد ( و از همهء آفات
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 292
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٩٢