دعايشان مستجاب نشود : ( يكى ) آن مردى است كه خداوند مالى به او بدهد و آن را در غير مورد شايسته اش خرج كند ، سپس بگويد : خدايا به من بده ( كه چنين كسى ) دعايش مستجاب نشود ، و ( ديگر ) مردى كه در بارهء زن خود دعا كند كه خدا او را از آن زن راحت كند با اينكه خداى عز وجل كار طلاق آن زن را به او واگذار كرده ( وميتواند او را طلاق دهد وبدين وسيله راحت شود ) ، ( سوم ) مردى كه بر همسايهء خود نفرين كند ( و از همسايه آزارى او به خدا شكايت كند ) با اينكه خداى عز وجل براى او راهى قرار داده ، و آن اينست كه خانهء خود را بفروشد و از همسايگى او بجاى ديگر رود .
شرح - مجلسى ( ره ) گويد : ظاهر آنست كه سائلين از مخالفين ومستضعفين بوده اند و از اين روى آن حضرت بسه نفرشان اكتفا فرمود ( وبچهارمى چيزى نداد ) وگر نه آنها كسانى هستند كه شيعيانشان را بر خود مقدم ميداشتند ، يا اينكه اين كردار حضرت براى ياد دادن وآموختن حكم انفاق بوده وفهماندن اينكه بيش از اين مقدار براى توسعهء بر مؤمنين لازم نيست .
2 - حضرت صادق عليه السّلام فرمود : چهار كس هستند كه دعايشان باجابت نرسد : ( 1 ) مردى كه در خانهء خود نشسته وميگويد : خدايا به من روزى بده ، پس بوى گفته شود : آيا به تو دستور ندادم كه بجستجوى روزى برو ؟ ( 2 ) مردى كه زنى دارد و بر او نفرين كند كه به او گفته شود : آيا كار او را به تو واگذار نكردم ؟ ( اختيار طلاق ورها كردنش بدست تو است ) ( 3 ) مردى كه مالى دارد و آن را از بين برده وفاسد كرده وميگويد : خدايا به من روزى ده ، پس بوى گفته شود : آيا به تو دستور ميانه روى ندادم ؟ آيا به تو دستور اصلاح مالت را ندادم ؟ سپس ( به اين آيه استشهاد كرده ) فرمود : « و كسانى كه هر گاه انفاق كنند نه اسراف كنند و نه بر خود تنگ گيرند وباشند ميان اين دو » ( سورهء فرقان آيه 67 ) ( 4 ) مردى كه مالى را بدون شاهد وگواه به ديگرى وام دهد ( وسپس بانكار مديون برخورد كند ، و براى دريافت طلبش از مديون منكر بدرگاه خداوند متعال رو آورد و از او استمداد جويد ) كه به او گفته شود : آيا به تو دستور ندادم ( كه هنگام وام دادن ) گواه بگيرى ؟
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 275
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٧٥