شرح - مجلسى ( ره ) گويد : اينكه پيمانشكنى با ذميان سبب غلبهء آنها شود براى آنست كه چون بنقض عهد مخالفت با خداوند كنند به جهت اظهار تسلط ، خدا نيز خلاف مقصودشان را پيش آورد ، چنانچه منع از زكات بخاطر وثروتمند شدن پس خدا بركت آن را ميبرد و آنها را نيازمند كند .
باب نادر
1 - ابن ابى يعفور گويد : شنيدم از حضرت صادق عليه السلام كه مىفرمود : خداى عز وجل فرمايد همانا بنده اى از بندگان مؤمن من گناهى بزرگ كند كه مستوجب كيفر وعقوبت من در دنيا و يا در آخرت شود و من آنچه صلاح آخرت او در آنست برايش منظور كنم پس در عقوبت دنيايش شتاب كنم تا او را بدين گناه كيفر دهم ، و يا اينكه اندازه كيفر او را معين كنم وبدان حكم كنم و آن را بدون اجرا موقوف گذارم واجراى آن را بمشيت خود واگذارم وبندهء من آن را نميداند ، وبارها در بارهء اجراى آن مردد گردم سپس خوددارى كنم واجرا نكنم زيرا بدآمدن او را خوش ندارم و از بدحال كردن او كناره گيرى كنم ، وبگذشت ونديده گرفتن آن گناه بر او منت نهم ( وبالاخره آن را ببخشم ) زيرا دوست دارم نمازهاى نافلهء بسيارى كه بسبب آنها در شب و روز به من تقرب مىجست پاداش دهم ، پس اين بلا را از او بگردانم با اينكه آن را مقدر كرده وبدان حكم كرده بودم وموقوف گذارده بودم واجراى آن بستگى بمشيت من داشت ، سپس ( به اين هم اكتفا نكنم ) واجر بزرگ نزول اين بلائى كه از آن معاف شده است برايش بنويسم وذخيره كنم ، ومزدش را وافر كنم با اينكه خود او بدان آگاه نيست ( زيرا آزار آن بلا به او نرسيده است ، ومنم خداوند كريم مهربان ورحيم .
توضيح - مجلسى ( ره ) وفيض ( قده ) گفته اند « واو » در : « في الدنيا والآخرة »
و همچنين در « واقدر عقوبة . . . . »
به معناى « أو » است .