او نازل فرمود : « جز كسى كه مجبور شود ، ولى دلش بايمان مطمئن باشد 106 سوره 16 » آنگاه پيغمبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : اى عمار ! اگر دوباره مجبورت كردند تو هم چنان كن كه كردى ( به زبان از دينت بيزارى بجو ) كه خداى عز و جل عذر ترا نازل فرموده و دستورت داده كه تكرار كنى اگر تكرار كردند .
11 - هشام كندى گويد : شنيدم امام صادق عليه السّلام ميفرمود ؛ مبادا كارى كنيد كه ما را بدان سرزنش كنند ، همانا فرزند بد ، پدرش را بكردار او سرزنش كنند ، براى كسى كه به او دل دادهايد ( امام خود ) زينت باشيد و عيب و ننگ مباشيد ، در ميان عشاير آنها نماز بخوانيد ( به نماز جماعت عامه حاضر شويد ) و از بيمارانشان عيادت كنيد و بر جنازه آنها حاضر شويد ، مبادا آنها در هيچ خيرى از شما پيشى گيرند كه شما نسبت بخير از آنها سزاوارترند ، به خدا سوگند كه خدا به چيزى كه محبوبتر باشد نزد او از خبء عبادت نشده ، عرضكردم خبء چيست ؟ فرمود : تقيه .
12 - معمر بن خلاد گويد : از حضرت ابو الحسن ( امام هفتم يا هشتم عليهما السّلام ) در باره به پا خاستن براى واليان پرسيدم ، فرمود : امام باقر عليه السّلام فرموده است : تقيه از دين من و دين پدرانم مىباشد ، و كسى كه تقيه ندارد ايمان ندارد .
13 - امام باقر عليه السّلام فرمود : تقيه هنگام هر بيچارگى است ، و تقيه كننده خود داناتر به آنست زمانى كه برايش پيش مىآيد .
شرح - مرحوم مجلسى گويد : اين روايت دلالت دارد بر وجوب تقيه در هر موردى كه انسان ناچار به آن مىشود ، مگر مواردى كه با دليل ديگر خارج شده است ( مانند خونريزى و مسح بر كفش و شرب نبيذ بنا بقولى ) و نيز دلالت دارد كه خود انسان مورد ناچارى را بهتر ميفهمد چنان كه خداى تعالى فرمايد :
« انسان نسبت به خود بيناتر است » و خدا ميداند كه او سهل انگارى مىكند يا تقيه .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 311
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣١١