رسيد تقيه لازمست .
دوم - تقيه در اين دو چيز نيست به جهت واضح بودن خلاف ميان شيعه و سنى در اين دو مسأله .
سوم و چهارم - به ص 194 مرآت العقول رجوع شود .
3 - ابو بصير گويد : امام صادق عليه السلام فرمود : تقيه از دين خداست : عرضكردم : از دين خداست ؟ ! فرمود : آرى به خدا از دين خداست ، بتحقيق كه يوسف عليه السلام فرمود : « اى كاروان شما سارقيد » 70 سوره 12 « به خدا كه آنها چيزى ندزديده بودند ( ولى براى مصلحت نگهداشتن برادرش چنين گفت ) ، و ابراهيم عليه السلام فرمود : » من بيمارم « و به خدا كه بيمار نبود ( چنانچه در سابق گذشت ) .
شرح - مثال زدن امام عليه السلام به اين دو موضوع جهت تنظير و رفع استبعاد از جواز تقيه است ، يعنى همچنان كه دروغ و اظهار خلاف واقع به جهت مصالحى جايز مىشود ، اظهار خلاف اعتقاد هم گاهى جايز مىشود ، و ممكن است براى تقيه معنى عامى قائل شد كه شامل اين دو مورد هم بشود .
4 - حبيب بن بشر گويد : امام صادق عليه السلام فرمود : شنيدم پدرم ميفرمود : نه به خدا : در روى زمين چيزى محبوبتر از تقيه نزد من نيست ، اى حبيب همانا هر كه تقيه كند خدايش بالا برد ، اى حبيب هر كه تقيه نكند خدايش پست كند ، اى حبيب ، مردم در صلح و سازشند ، سپس اگر آن باشد ، اين هم باشد
شرح - راجع بجمله اخير روايت مرحوم فيض گويد : اكنون مخالفين با مادر در صلح و سازشند و اگر زمان على و حسين عليهما السلام همچنين ميبود ، تقيه واجب بود و مرحوم مجلسى گويد : اگر حضرت قائم ظهور كند و امر بجهاد نمايد ، تقيه هم برداشته مىشود .
5 - ابن ابى يعفور گويد : امام صادق عليه السلام فرمود : بخاطر حفظ دينتان تقيه كنيد ، و آن را با تقيه زير پرده داريد ، زيرا هر كه تقيه ندارد ايمان ندارد ، همانا شما در ميان مردم مانند زنبور عسل در ميان
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 308
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٠٨