تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
ديده‌ام كه با دست خود نوشته و عمويم موسى عليه السلام املا كرده ، سپس گفت : آن يك مسأله را بگو ، به من بگو جانشين محمد چند سال پس از او زندگى مىكند و آيا خودش ميميرد يا او را ميكشند ؟ . على عليه السلام - اى هارونى او بعد از پيغمبر 30 سال زندگى مىكند بدون يك روز كم و زياد « 1 » سپس ضربتى باينجا - يعنى بتاركش - برسد و اين ريشش از خون اين تارك رنگين شود . راوى گويد : هارونى فرياد كشيد و كستى « 2 » خود را بريد و ميگفت : گواهى دهم كه شايسته پرستشى جز خداى يگانه بىشريك نيست و گواهى دهم كه محمد بنده و رسول اوست و تو وصى او هستى ، شايسته آنست كه تو برترى داشته باشى و بر تو برترى نگيرند و ترا تعظيم كنند و ضعيف نشمارند . سپس على عليه السلام او را به منزل خود برد و معالم دين را به او آموخت . 6 - ابو حمزه گويد : شنيدم على بن الحسين عليهما السلام ميفرمود : همانا خدا محمد و على و يازده فرزند او را از نور عظمت خود آفريد و سپس ايشان را به صورت أشباح ( كالبد و سياهى كه از دور نمايانست ) در پرتو نور خود بپاداشت ، او را عبادت ميكردند . پيش از آفرينش مخلوق ، خدا را تسبيح و تقديس مينمودند ايشان ائمه عليهم السلام از فرزندان رسول خدا صلَّى الله عليه و آله‌اند .
هامش
« 1 » مجلسى ( ره ) در تطبيق اين جمله روايت با تاريخ وفات پيغمبر و على عليهما السلام 4 وجه بيان كرده كه يكى از آنها اينست كه : 30 سال بنا بر اصطلاح عرفى و تخمين است و سپس فرمايد : از آنچه خدا معين كرده يك روز پس و پيش نيفتد . « 2 » كستى ( بضم كاف ) رشته ايست كه يهوديان بعنوان شعار مخصوص خود بجاى زنار نصارى بر كمر بندند . خاقانى گويد : ريسمان سبحه بگسستند و كستى بافتند ( يعنى رشته تسبيح را پاره كردند و شعار يهود را بكمر بستند ) .