دارم و او را نسبت به پيروان و ياران و دوستانش مسرور سازم . پس از او موسى است كه ( در زمان او ) آشوبى سخت و گيجكننده فرا گيرد ، زيرا رشته وجوب اطاعت من منقطع نگردد و حجت من پنهان نشود و همانا اولياء من با جامى سرشار سير آب شوند . هر كس يكى از آنها را انكار كند ، نعمت مرا انكار كرده و آنكه يك آيه از كتاب مرا تغيير دهد ، بر من دروغ بسته است .
پس از گذشتن دوران بنده و دوست و برگزيدهام موسى ، واى بر دروغبندان و منكرين على ( امام هشتم عليه السلام ) و دوست و ياور من و كسى كه بارهاى سنگين نبوت را بدوش او گذارم و بوسيله انجام دادن آنها امتحانش كنم ( گويا اشاره بپذيرفتن امر دشوار ولايت عهديست ) او را مردى پليد و گردنكش ( مأمون ) ميكشد و در شهرى كه ( طوس ) بنده صالح ( ذو القرنين ) آن را ساخته است ، پهلوى بدترين مخلوقم ( هارون ) به خاك سپرده مىشود ، فرمان و وعده من ثابت شده كه :
او را بوجود پسرش و جانشين و وارث علمش محمد مسرور سازم ، او كانون علم من و محل راز من و حجت من بر خلقم مىباشد ، هر بنده ئى به او ايمان آورد ، بهشت را جايگاهش سازم و شفاعت او را نسبت بهفتاد تن از خاندانش كه همگى سزاوار دوزخ باشند بپذيرم .
و عاقبت كار پسرش على را كه دوست و ياور من و گواه در ميان مخلوق من و امين وحى من است بسعادت رسانم .
از او بوجود آورم دعوتكننده بسوى را هم و خزانه دار علمم حسن ( امام عسكرى عليه السلام ) را .
و اين رشته را بوجود پسر او « م ح م د » كه رحمت براى جهانيانست كامل كنم ، او كمال موسى و رونق عيسى و صبر ايوب دارد . در زمان ( غيبت ) او دوستانم خوار گردند و ( ستمگران ) سرهاى آنها را براى يك ديگر هديه فرستند ، چنان كه سرهاى ترك و ديلم ( كفار ) را بهديه فرستند ، ايشان را بكشند و
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 473
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٧٣