روح شد ، محمد يكى ، على يكى ، حسن و حسين دو تا .
سپس خدا فاطمه را از نورى كه در ابتدا روحى بدون پيكر بود آفريد ، آنگاه با دست خود ما را مسح كرد و نورش را بما رسانيد .
شرح - مرحوم مجلسى در توضيح اين حديث اقوالى از خود و دانشمندان ديگر نقل مىكند ، ولى آنچه جلب توجه ما را مىكند ، اينست كه ميگويد : و الله يعلم حقايق تلك الاسرار و حججه الاخيار عليهم السلام « خدا و حجج برگزيده او حقايق اين اسرار ميدانند » .
4 - امام باقر عليه السلام ميفرمايد : خداى تعالى بمحمد صلَّى الله عليه و آله وحى كرد كه : اى محمد ! من ترا آفريدم ، در حالى كه هيچ نبودى و از روح خود در تو دميدم ، براى شرافتى كه از خود نسبت به تو قائل شدم ، زمانى كه اطاعت ترا بر همه خلقم واجب ساختم ، پس هر كه ترا فرمانبرد ، مرا فرمان برده .
و هر كه نافرمانى تو كند ، نافرمانى من كرده است . و آن اطاعت را نيز در باره على و نسلش ، آنهائى را كه به خود مخصوص نمودم ( يازده فرزند معصوم او ) واجب ساختم .
5 - محمد بن سنان گويد : نزد امام محمد تقى عليه السلام بودم و اختلاف شيعه را مطرح كردم ، حضرت فرمود : اى محمد ! همانا خداى تبارك و تعالى همواره بيگانگى خود يكتا بود ( يگانه اى غير او نبود ) سپس محمد و على و فاطمه را آفريد ، آنها هزار دوران بماندند ، سپس چيزهاى ديگر را آفريد . و ايشان را بر آفرينش آنها گواه گرفت و اطاعت ايشان را در ميان مخلوق جارى ساخت ( بر آنها واجب كرد ) و كارهاى مخلوق را بايشان واگذاشت . پس ايشان هر چه را خواهند حلال كنند و هر چه را خواهند حرام سازند ، ولى هرگز جز آنچه خداى تبارك و تعالى خواهد نخواهند . سپس فرمود : اى محمد ! اينست
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 326
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٢٦