بپذيرم و از نداشتن صفات ديگرش بگذرم ولى از نداشتن عقل و دين چشم نميپوشم زيرا جدائى از دين جدائى از امنيت است و زندگى با هراس گوارا نباشد و فقدان عقل فقدان زندگى است ( زيرا بىخردان ) فقط با مردگان مقايسه شوند و بس .
شرح - ممكن است انسان بواسطه يكى از صفات نيك مانند سخاوت ، حيا ، غيرت ، عدالت ، راستگوئى نجات يابد و سعادتمند گردد به شرط آنكه آن صفت ملكه راسخه او گشته و هميشه بر آن پايدار و ثابت باشد چنانچه پيغمبر اكرم ( ص ) فقط شخصى را بخاطر راستگوئيش اهل بهشت دانست و حاتم طائى را بسبب سخاوت و نوشيروان را به جهت عدالت در بعضى از روايات اهل نجات شمردهاند ولى دو صفت دين و عقل است كه در هر حال براى انسان لازمست زيرا مردمى كه دين ندارند امنيت ندارند و آنها كه عقل ندارند زندگى انسانى ندارند .
31 - و نيز فرمود : خودبينى انسان دليل بر سستى خودش مىباشد .
32 - حسن بن جهم گويد : جمعى از ياران ما خدمت حضرت رضا عليه السلام سخن از عقل بميان آوردند . امام فرمود : ديندارى كه عقل ندارد اعتنائى به او نباشد . گفتم : قربانت گردم . بعضى از مردمى كه بامامت قائلند ما نقصى بر آنها نمىبينيم در صورتى كه به اندازه عقلشان عقل شايسته ندارند فرمود :
ايشان مورد خطاب خدا نيستند ( زيرا خدا عاقل را امر و نهى مىكند و به اندازهء عقلشان پاداش و كيفر ميدهد ) خدا عقل را آفريد به او فرمود : پيش آى پيش آمد ، برگرد ، برگشت فرمود بعزت و جلالم بهتر و محبوبتر از تو چيزى نيافريدم باز خواست و بخششم متوجه تو است .
33 - امام صادق عليه السلام فرمود : ميان ايمان و كفر فاصله اى جز كم عقلى نيست . عرض شد
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 32
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٢