روزى كه ابن جدعان در كنار حزروه - جايى در مكه - ايستاده بود و گويى قيصر بود يا قصر و خدم و حشمى داشت . « 1 »
در بارهء مردمى كه قرآن در مقام تشريع حتى از اين هم دقيقتر سخن مىگويد ، چه مىانديشيم ؟ خداوند در امر ميراث ، به نصف و ثلث و ربع و خمس و ثُمن و عُشر اشاره كرده و ترديدى نيست كه آنان در شرايطى بودهاند كه به راحتى مىتوانستند اين كسرها و چند برابر آن را دريابند .
قريشيان در مكه از لباس ، شلوار و كفش استفاده كرده ، انگشترهايى از طلا و نقره داشتند كه در آنها دانههاى لؤلؤ مىگذاشتند . زنان قريش هم از روسرى ، جلباب و خلخال كه مورد اخير را در پاى خود مىكردند تا در راه رفتن و بلند شدن صداى آن زينت خود را آشكار كنند ى
وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ
« 2 » استفاده مىكردند . اين افزون بر استفادهء آنان از گردنبد و النگو و بهرهمندى از عطرهاى خوشبو بود . گفتهاند كه عبدالمطلب در دو حُلّه كه ارزش آنها هزار مثقال طلا بود تكفين و دفن شد . چنان كه برخى از قريش لباسى به ارزش پنجاه دينار مىپوشيدند « 3 » كه سيصد ريال امروز بود . در قرآن از كسى ياد شده كه در استفاده از حليه و زيور تلاش مىكرده است . « 4 »
اهل رفاه و تفريح هم مجالس بزمى داشتند كه براى آن از بالشها و فرشها استفاده مىكردند و ميوهها در آن مىچيدند و از بهترين محصولات ميوهاى خود براى اين محافل بهره مىبردند . در اين زمينه از ميوههاى تازهء طائف يا ميوههاى خشكى كه از شام و فلسطين توسط تجارشان آورده مىشد ، استفاده مىكردند . آنان خوراك فالوده را هم از طريق اقوام مجاور خويش مىشناختند . « 5 »
ساكنان مكه از خرما و انگور ، شراب مىساختند و آنها را در ظروفى از نقره و
هامش
( 1 ) . معجم ما استعجم بكرى ، ص 4
( 2 ) . سورهء نور ، آيهء 31 .
( 3 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 13 .
( 4 ) . سورهء زخرف ، آيهء 18 .
( 5 ) . الأغاني ، ج 8 ، ص 329 .