درياى مديترانه متصل شود . پيش از اين اشاره كرديم كه هارون الرشيد در اين انديشه بود ، اما كسانى از نزديكانش به او گفتند آن را عملى نكند ، چرا كه سرزمينهاى عربى - از ناحيهء اروپائيان - به صورت طبيعى امنيت دارد و بعد از حفر اين راه ، امنيت از بين مىرود .
قرنطينه در مكه
در اين دوره ، وبايى در مدينه آمد كه شمارى از زائران رجبيهء مكه هم در آنجا بودند . زمانى كه اينان بازگشتند ، حكومت مكه آنان را در قرنطينهاى « 1 » كه در زاهر درست شده بود گذاشت . اين اقدام در سال 1288 بود . « 2 »
فتنهء حوا
اين فتنهاى بود كه البته شدّتى را كه فتنههاى قديمى داشت ، در آن ملاحظه نمىكنيم . داستان از اين قرار بود كه مردى به نام حوا با شمارى از عساكر ترك در بازار مَعْلات درگير شد . وى از اهالى كمك خواست و مردم نيز او را بر ضد تركها كمك كردند و آنان را زدند . درگيرى به برخى از بازارها كشيده شده و فتنهاى ميان اهالى از يك طرف ، و عساكر ترك از طرف ديگر براى يك روز به طول انجاميد . اما پيش از غروب شريف عبداللَّه در رأس سپاه خود آن را آرام كرد . روز بعد مجلسى از علما و اعيان و فرماندهان ترك با حضور امير و والى ترك تشكيل شد و ضمن آن برخى از اصحاب فتنه تنبيه گشته و شمارى هم براى مدتى به خارج از مكه تبعيد شدند . « 3 »
در سال 1288 امير عسير صلح را نقض كرد و عثمانىها هم سپاه نيرومندى را به سوى وى فرستادند كه سرزمين او را اشغال كرده ، او و نزديكانش را كشتند . شمارى را هم اسير كرده ، به دربار عثمانى فرستادند . « 4 »
هامش
( 1 ) . يك كمپ بهداشتى كه مردم را در آن متوقف مىكنند ، تا از نظر طبى مطمئن شوند ، بيمارى ندارند . ( عاتق ) .
( 2 ) . إفادة الأنام ، خطى .
( 3 ) . خلاصة الكلام ، ص 325 .
( 4 ) . همان ، ص 325 .