دوران عباسى دوم
مقدّمه
در فصل گذشته ديديم كه روزگار واثق عباسى در سال 227 نقطهء تحوّلى است كه تاريخ عباسيان در آنجا به دو دوره - يكى دورهء طلايى و ديگرى دورهء اختلاف و فتنه - تقسيم مىشود . افراد آگاه به حقايق تاريخى مىدانند كه اعتماد و تكيهء معتصم - يعنى خليفهء پيش از واثق - بر تركها و واگذارى مناصب مهم به آنان ، دولت را تبديل به يك دولت تركى كرده ، زمينه را براى جاهطلبان آنان فراهم كرد تا راه را براى تسلّط خويش هموار بينند . زمانى كه واثق در سال 227 به خلافت رسيد ، نفوذ تركها تمامى دولت را در بر گرفته بود و هر خليفهاى را كه مىخواستند نصب يا عزل مىكردند . « 1 »
اين وضعيت در تمام مدت خلافت منتصر ، مستعين ، معتز ، مهتدى ، معتمد ، معتضد ، مكتفى و مقتدر ادامه يافت ، چندان كه به مرور ايام چندان تحوّل در حوادث پيش آمد كه به روزگار مقتدر فتنهها بالا گرفت و زنان و خدمهء قصر هم در شؤون خلافت مداخله مىكردند . « 2 » بيرونى در بارهء خليفه زمانش در سال 440 مىگويد : خليفه رئيس اسلام است نه پادشاه . « 3 » پس از آن مونس خادم بر ضد او خروج كرده ، سقوط او را اعلام كرد و در
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 11 ، ص 8 و بعد از آن .
( 2 ) . تجارب الامم ابنمسكويه ، ج 1 ، ص 3 ، الفخري ، ص 235 .
( 3 ) . الآثار الباقيه ، ص 132 .