خلق را جان نگرفتمى . و آن آنست « 1 » كه ايزد تعالى آن روز گويد كه امروز پادشاهى كى راست ؟ چنان كه گفت :
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ
؟ « 2 » پس هيچ خلق جواب ندهد كه اندر هفت آسمان و هفت زمين هيچكس نجنبد و خود جواب دهد از خويشتن ، گويد :
لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
« « 3 » » . پس ايزد تعالى اسرافيل را زنده گرداند صاحب صور را ، و بفرمايد تا اندر صور بدمد ، و خلقان زنده گردند و برخيزند ، چنان كه خواهد خداى عزّ و جلّ .
و نخست كس از آدميان كه از گور برخيزد محمّد مصطفى باشد عليه السّلام ، چنان كه گفت :
انا اول من ينشق منه الارض .
گفت كه نخست كسى كه زمين [ از او ] « 4 » بشكافد من باشم .
پس ايزد تعالى گفت من ترا تا آن روز زندگانى ندهم « 5 » كه خلقان را برانگيزانم ، و لكن تا آن روز زندگانى دهم كه خلق را بميرانم . پس ابليس گفت :
فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
« 6 » . گفت بعزّت تو كه خداوندى كه من ايشان را همه از راه ببرم . خداى تعالى گفت كه من دوزخ را پر كنم از تو و از آن كسى كه متابعت تو كند . چنان كه گفت :
لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ
. « 7 » بازگشتيم به قرآن .
[ ترجمه ]
105 - « 8 » ما بفرستاديم سوى تو كتاب بحقّ « 9 » تا حكم كنى ميان مردمان بدانچه بنمود ترا خداى ، و مه باش خيانتكنان را يارمند *
هامش
( 1 ) و آن آن روز است . ( خ . صو . ن )
( 2 ، 3 ) المؤمن ، 16
( 4 ) ( خ )
( 5 ) در متن : بدهم .
( 6 ) ص ، 83
( 7 ) ص ، 75
( 8 ) در نسخهء « صو » ترجمهء آيات از اينجا ، يعنى از آيهء 105 تا آخر آيهء 123 نوشته نشده است .
( 9 ) براستى . ( خ )