بدان ] « 1 » ؛ اگر باز گردانند آن را سوى پيغامبر و سوى خداوندان فرمان از ايشان بدانند آن را آن كسها كه بيرون آرند آن را ازيشان ، و اگر نه فضل خداى است بر شما و رحمت او پس روى كردى « 2 » شما ديو را مگر اندكى *
84 - كارزار كن اندر راه خداى نه خواهد مگر تن تو را ، و برانگيز مؤمنان را ، باشد كه خداى بازدارد عذاب « 3 » آن كسها كه كافر شدند ، و خداى سخت [ تر ] « 4 » بعذابست و سختر بعقوبت *
85 - هر كى شفاعت كند شفاعتى نيكو باشد او را بهرهاى از آن ، و هر كى شفاعت كند شفاعتى بد باشد او را بهرهاى از آن ، و هست خداى بر همه چيزى توانا *
86 - و چون ستايند [ تان ] بستايشى بستاييد « 5 » نيكوتر از آن يا باز بريد « 6 » آن را ، كه خداى هست بر همه چيزى بسنده *
87 - خداى نيست خداى مگر او ، فاهم كند « 7 » شما را سوى روز رستخيز ، نيست شك اندران . و كيست راست گوىتر از خداى بحديث ؟ « 8 » *
88 - نيست شما را « 9 » اندر منافقان دو گروه و خداى هلاك كردشان « 10 » بدانچه ساختند ؟ مىخواهيد كه راه يابيد آن كى گم كرد راه خداى « 11 » ،
هامش
( 1 ) ( خ ) - بگسترانند يعنى آشكار كنند بوى . ( صو ) - متن : ( چون شوى بر او )
( 2 ) بدم رفتيدى ديو را . ( صو )
( 3 ) عذاب . ( خ ) - سختى . ( صو ) - آسيب .
( ابو الفتوح ) - ترجمهء : بأس
( 4 ) ( خ )
( 5 ) و چون تحيت كنند شما را بتحيتى ، تحيت كنيد . ( خ ) - و چون درود دهند شما را درود دادنى ، درود باز دهيد . ( صو )
( 6 ) يا هم چنان . ( خ ) - يا هم چنان درود باز دهيد . ( صو )
( 7 ) با گردآورد . ( خ )
( 8 ) بسخن . ( صو )
( 9 ) چبود مر شما را . ( خ ) - چه بودست مر شما را . ( صو )
( 10 ) نگونسار كرد ايشان را . ( خ )
( 11 ) يا خواهيد كه راه نماييد آن را كه گم راه گردانيد خداى ؟ ( صو )