78 - هر كجا كه باشيد اندر رسد بشما مرگ - و گر باشيد اندر برجهاى محكم « 1 » - و اگر برسدشان نيكوى گويند : اين از نزديك خداى است ، و اگر برسدشان بدىاى گويند : اين از نزديك تو است . بگو كه : همه از نزديك خداى است ، چبود اين گروه را كه نه خواهند كه يابند حديث ؟ « 2 » *
79 - آنچه برسد ترا از نيكوى از خدايست ، و آنچه برسد ترا از بدى از تن تست ؛ و بفرستاديم ترا بمردمان به پيغامبرى ، و بسنده است [ به ] « 3 » خداى گواه *
80 - هر كى فرمان برد پيغامبر را چنان [ است ] كه فرمان برد خداى را « 4 » ، و هر كى برگردد نه فرستاديم ترا بر ايشان نگهبان *
81 - و گويند كه : فرمان برداريم « 5 » ، و چون بيرون شوند از نزديك تو فرو نهند سخنانى « 6 » گروهى از ايشان جز آنكه [ مر تو گويى ] « 7 » ، و خداى بنبيسد آنچه فرو نهند بحديث ، « 8 » برگرد از ايشان « 9 » و توكّل كن بر خداى ، و بسنده است خداى نگهبان *
82 - چرا نه پس و پيش نگرند اين قرآن ؟ « 10 » اگر بود از نزديك جز خداى ، يافتندى اندر آن اختلافى بسيار *
83 - و چون آمدشان كارى از ايمنى يا ترسى [ آشكار كردند
هامش
( 1 ) اندر كوشكهاى بر برده . ( خ ) - اندر كوشكهاى بلند برآورده . ( صو )
( 2 ) حديثى . ( خ )
( 3 ) ( خ )
( 4 ) هر كه فرمان كند پيغامبر را فرمان كرده باشد خداى را . ( صو )
( 5 ) و گويند فرمانى است . ( خ ) - و همى گويند فرمانبردارى است . ( صو )
( 6 ) بشب سگالند ، همى سازند . ( صو ) - سگالد . ( خ ) ترجمهء :
« بيّت »
( 7 ) ( صو ) - متن : ايشان گويند .
( 8 ) آنچه مىسگالند . ( خ . صو )
( 9 ) روى بگردان ازيشان . ( صو . خ )
( 10 ) چرا بننگرند از پس و پيش اين قرآن . ( خ ) - چرا انديشه نكنند اندر نبى . ( صو )