باشد به حق ، أبعد را مسخّر خود سازد . و اين همه از براى طهارت نفس اوست و قرب نسبتش به منبع قوى و قدر . و لهذا أرواح مجرّده را تأثير است در نفوس ناطقه و نفوس ناطقه در نفوس منطبعه و آن را در أجسام . بيت :
تو توهّم مىكنى از قرب حق
كه طبق گر دور نبود از طبق
قرب خلق و رزق بر جمله است عام
قرب عشق خاص دارند اين كرام
« 13 » شاخ خشك و تر قريب آفتاب
آفتاب از هر دو كى دارد حجاب
ليك كو آن قربت شاخ طرى
كه ثمار پخته از وى « 14 » مىخورى
دانكه قربى هست بارز شيد را
كه از آن نبود خبر مر بيد را
كخواص الملك للقرب منه يسخّرون الأبعدين .
چون خواص ملك كه از جهت قرب ملك رقبهء اباعد را در ربقه تسخير كشند تصرف كمل از انبياء و اولياء نيز در غير ، از اين قبيل است .
شاهان جهان بنده فرمان حسيناند . تا گفته : اى دوست كه تو بنده مايى كان رسول الله صلَّى الله عليه و سلَّم يبرز بنفسه للمطر إذا نزل و يكشف رأسه له حتى يصيب منه و يقول إنه حديث عهد بربه . فانظر إلى هذه المعرفة باللَّه من هذا النبي ما أجلَّها و ما أعلاها و أوضحها . فقد سخّر المطر أفضل البشر لقربه من ربه فكان مثل الرسول الذي ينزل بالوحي عليه . « 15 » [ 300 - ر ] ) * يعنى : عادت رسول - صلَّى الله عليه و سلَّم - آن بود كه چون باران باريدى از خانه بيرون آمدى و سر مبارك بگشادى و تن شريف برهنه كردى تا باران به دو رسد . و مىگفت : اين حديث العهد است به پروردگار خود .
پس نظر كن معرفت اين رسول را كه چه بزرگ است و چه عالى است و چگونه واضح است . پس مطر افضل بشر را مسخّر ساخت از براى قرب رب خويش ، لا جرم گوئيا كه در حق نبى ، چون رسول بود و ملكى كه حضرت حق با او إرسال وحى كرده بود ، چه كاملان در جميع آن چه ادراك مىكنند به حواس ظاهره معانيى در مىيابند كه از حضرت الهيه در صورت محسوسات بسوى ايشان نزول مىكند .
و بروز خواجه - عليه السّلام - بسوى مطر اشارت است به تلقى روح كامل
هامش
« 13 » پا : مقام .
« 14 » پا : ز وى .
« 15 » قا : ينزل اليه بالوحي .