مقدّمه در بيان تباين مشارب ارباب حال
و تباعد مراتب اصحاب كمال
بدان كه طوايف ارباب قلوب ، و مستفتحان أبواب غيب الغيوب ، و سرگشتگان باديهء شوق ، و لب تشنگان صهباى ذوق ، و متوجّهان حضرت كبريا و جلال ، و متعطشان زلال وصال كه طالبان مشاهدهء جمال حق و راغبان ادراك حقيقت جناب مطلقند چون جست و جوى نمودهاند و آيينهء دل از زنگار ما سوى زدودهاند به حكم آن كه چون يك روى در دو آينه نمايد هر آينه در [ هر آينه ] روى ديگر پيدا آيد . [ لا جرم ] اشارات ايشان به ذاتى كه منزّه و عالى باشد از لواحق قيود و اعتبار عموم ، و حقيقتى كه مقدّس و متعالى باشد از مضايق حدود و استار رسوم ، بر وجوه مختلف افتاده و هر عارف از او نشانى ديگر داده و هر ناظر بر او نامى ديگر نهاده . آرى ،
صد مثل و نام و لقب گفتمت
برترى از نام و لقب برترى
و هيچ شبهه نيست كه اختلاف در عبارات سالكان راه حق بحسب تفاوت تجلَّيات جناب مطلق است - و لهذا شيخ فريد الدّين عطار گفته :
سالكان را بين به درگاه آمده
جمله پشتاپشت و همراه آمده
هست با هر ذرّه درگاهى دگر
پس زهر ذرّه به دو راهى دگر
تو چه دانى تا كدامين ره روى
در كدامين ره بدان درگه روى
- و الَّا مقصود اولياى حضرت معبود ، و مشهود كاملان مكاشف از ارباب شهود جز يكى نتواند بود « 26 » اما اين شجر را تكيه بر عرش و ثرى و ساق نيست .
هامش
« 26 » پا : نتوانند بود .