الأقرب المجهول الحد .
يعنى دليل من بر مكاشفهء هود - عليه السّلام - قول اوست آن جا كه فرمود :
« ما من دَابَّةٍ » « 27 » الآية . و كدام بشارت خلق را عظيمتر از اين تواند بود كه نواصى همه بدست رب بود ، و همه بر صراط مستقيم باشند .
و از عظايم امتنان بارى تعالى بر ما آنست كه اين مقاله را به ما ايصال كرد در قرآن مجيد و فرقان حميد ، بعد از آن با تمام اين امتنان قيام نمود حبيب الهى - كه كون جامع است و مظهر اعظم - أعنى محمد مصطفى - صلَّى الله عليه و سلَّم - به آن چه اخبار كرد از حق - سبحانه و تعالى كه حق سمع و بصر و يد و رجل و لسان است يعنى عين حواس است و هيچ شك نيست كه قواى روحانيه اقرب است به حق از حواس ، چه قواى روحانيه واسطه است در ميان حق و قواى جسمانيه . و واسطه بدانچه قرب او مطلوب است [ 155 - ر ] اقرب است از آن چه توسط از براى قرب اوست ، و از جهت اقربيّت منوّر است به انوار عالم قدس ، و مطهر از كدورات عالم رجس و مجرّد از ماديات مظلمه . پس چون حق عين أبعد باشد على طريق الاولى عين أقرب خواهد بود . بيت :
معرضان را چون رسد خلعت ز دوست
چون بود حال كسى كو آن اوست
فترجم الحق لنا عن نبيه هود مقالته لقومه بشرى لنا ، و ترجم رسول الله صلَّى الله عليه و سلَّم عن الله مقالته بشرى : فكمل العلم * ( في صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ) * « * ( وَما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلَّا الْكافِرُونَ ) * » .
پس حضرت سبحانى بطريق ترجمانى مقاله نبى را - هود را - كه با قوم خود گفته بود از براى بشارت به ما رسانيد و رسول نيز - عليه السّلام - از براى بشارت مترجم مقالت حضرت عزت گشت . پس علم در سينه طايفه [ اى ] كه به جمال علم آراستهاند كمال يافت و منكر آيات ما نمىشوند مگر كافران كه ساتر حقاند به انكار خويش و به عدم قبول آن چه از شرايع الهى برايشان رسيده .
فإنهم يسترونها و إن عرفوها حسدا منهم و نفاسة و ظلما .
پس ايشان ستر مىكنند حقيقت رسول و آيات منزله را به دو از روى حسد و ضنّت و ظلم ، اگر چه مىشناختند چون عبد الله بن سلام و اضراب او از اهل كتاب .
هامش
« 27 » س 6 ى 38 .